ap world history compare and contrast essay help essay for students of high school what is the best essay writing company link link writing a book critique essay on internet services resume writing services chicago illinois weather big y homework helpline horse help me with chemistry homework buying essays online uk mail buy essays for university of phoenix writing college papers for cash research good essay writing companies رفتن به محتوای اصلی

حجت الاسلام محمدعلي آهنگران از دوستان قديمي ماست كه عليرغم اختلاف طبيعي ديدگاهها و مواضع سياسي مان علايق و دغدغه ها و پيوندهاي مشترك فراواني داريم. ( جالب بود كه كسي در كامنت هاي پست ايشان با تعجب به اين نكته اشاره اي كرده بود! متأسفانه كاري كرده ايم كه اگر كسي ذره اي با ديگري در موضوعي اختلاف نظر داشته باشند مردم تعجب مي كنند اگر آنها با هم رفاقت كنند و به هم احترام بگذارند و همديگر را تحسين كنند و دوست بدارند) به هر حال اين روحاني جوان و موفق و نازنين مثل پدر بزرگوارش دوست داشتني و عزيز است. ايشان محبت كرده و در پست اينستاگرام خود اين برادر كوچك خود را مورد لطف قرار داده و شرمنده كرده و به اين بهانه البته درددل هايي هم نوشته ، اميدوارم خداوند به حق سيدالشهدا در فرج ولي عصر ارواحنا فداه شتاب كند و با ظهور حضرتش اين دوران سخت و دشوار حوزه هاي علميه و روحانيت نيز به پايان برسد.

مسموم كين گرديد فرزند پيغمبر
شد ما محبان را خاك عزا بر سر 
صد آه و واويلا ، صدآه و واويلا
مرحوم پدربزرگ ما حاج محمد زائري معلم قرآن و شرعيات بود و شعرهايي هم مي گفت و در مجالس مذهبي و عزاداري مي خواند. يكبار كه در بندرعباس سخنراني داشتم پيرمردي آمد و گفت من شاگرد پدربزرگت بوده ام و خاطرات عجيبي از مردم داري و رسيدگي آن مرحوم به فقرا و نيازمندان و دانش آموزان مستمند تعريف كرد. از جمله اين كه گفت : وقتي يكي از دانش آموزان چند روز پياپي غيبت كرده بود ايشان در جستجوي او به در خانه اش رفت و وقتي فهميد كه نياز مالي شديد دارد برايش كفش و لباس خريد كه به مدرسه بيايد . يكبار هم مادربزرگم تعريف كرد كه : روزي او به خانه آمد و ديدم كت تنش نيست ! معلوم شد نيازمندي ديده و چون چيزي نداشته به او بدهد كت را از تنش درآورده و به او بخشيده است. شهادت پيشواي مذهب امام جعفر صادق عليه السلام بهانه اي شد براي ياد او و همه پيرغلامان اهل بيت عصمت و طهارت . محبت كنيد و صلوات يا فاتحه اي براي روح او و بقيه نوكران آل الله بخوانيد. ممنونم ( توضيح عكس : كتابچه اي كه در سال ٣٢ از مجموعه اشعار و نوحه هاي خود منتشر كرده بود )

هر چه كه ما بتوانيم در جامعه مسئله ي مشكل جنسي جوان ها را حل كنيم اين به نفع دنيا و آخرت جامعه ي ماست . (رهبر بزرگوار انقلاب)
...
در ادامه جلسات مختلف آزادانديشي با موضوعات متنوع و مهم فرهنگي و اجتماعي نشست آزاد انديشي و گفت و گوهاي انتقادي با موضوع زيست جنسي در ايران ، روز جمعه ١٦ مرداد ساعت چهارونيم عصر در سرچشمه برگزار مي شود.

دبيرستان علوم انساني شرف الدين ، از آن كارهاي بزرگي است كه با همت هاي بلند و دستهاي پرتوان و آرزوها و اميدهاي دور رقم مي خورد. إن شاءالله كه مصداق شجره طيبه باشد و سالها بعد كه هيچ كدام از ما نيستيم بركات و ثمراتش براي انسان و جهان گوارا و شيرين باشد.

پسركي كه عكسش را براي نقش روحاني و عالم معمم كار كرده اند چهره اي نمكين و صورتي گرد دارد ، با چشماني درشت و ابرويي كماني و با عمامه اي مشكي ! كه ناخودآگاه با امضاي امام صدر صلابت و زيبايي چهره اي آسماني را تداعي مي كند و توي اين بعدازظهر خلوت و غريب جمعه دل آدم را مي برد كنار غربت ها و تنهايي هاي مصطفى چمران در بيروت و دلبستگي هايش به آن سيد بلند قامتي كه برايش نوشت : " تو را مي پرستم " ! كاش مي شد اين غربت جمعه گون را فقط با چند قطره اشك گرم آرام كرد ، كاش مي شد اين تنهايي روزه وار را به چند آه سرد قرار بخشيد ، كاش مي شد فقط يك كلام با مصطفى چمران هم نفس شد و كنار درياي ناآرام در دوري آن قامت بلند گريست ، كاش مي شد از آوار جهالت و ناداني اين دنياي سنگين و بي رحم به آن آغوش گشاده پنهان و گمشده پناه برد ، خدايا چرا گرماي مرطوب ظهر تابستان اين قدر سرد و خشك شده است ؟ خدايا چرا آسمان بلند و افق بي انتها اين قدر تنگ و نفس گير است ؟

مؤسسات امام صدر در يك تابلوى تبليغ محيطى تصاويري از بچه هايي كار كرده كه مثلا قرار است آينده را بسازند و شخصيت ها و نقشهاي اجتماعي آينده را بازي كنند و با شعار " تفاءلوا بالخير " و فال نيكو زدن و به آينده امبدوار بودن امضاي امام صدر را با جمله مشهور ايشان "به خاطر انسان" برگرفته از سخنراني معروف اديان در خدمت انسان در كليساي كبوشيه كار كرده. يكي از بچه ها فوتباليست و ورزشكار است ، يكي مهندس ، يكي پزشك و يكي هم عمامه بر سر دارد ! و قرار است مثلا معمم و روحاني و عالم ديني بشود. چه قدر دلم مي خواست چنين كاري در ايران مي ديدم ، نقش روحاني و عالم به عنوان يك حضور اجتماعي در كنار ساير نقش ها و صنوف و طبقات اجتماعي ديگر و به عنوان يك آينده دوست داشتني كه يك دانش آموز از دوره نوجواني به آن بيانديشد و برايش برنامه ريزي كند ... ادامه در پست بعدي

مهمترين ركن مفهوم حجاب تضاد و تفاوت پوشش در برابر نامحرم و فضاي خارج منزل با پوشش داخل منزل و براي محارم است. اين تفاوت و فاصله را افراد در تربيت مذهبي به طور طبيعي درك مي كنند و مي آموزند ، اما براي مخاطب عام و از طريق رسانه القاي اين مفهوم براي ما بسيار دشوار است. بازيگران در فيلم ها و مجموعه هاي تلويزيوني نمي توانند صحنه هاي داخلي را بي حجاب بازي كنند و از اين رو ما خانم ها را در داخل منزل و توي خيابان و آشپزخانه و بازار هميشه به يك شكل با روسري و مقنعه و چادر مي بينيم ! و همين باعث اختلال در درك اين مفهوم براي برخي از مخاطبان مي شود ( در كتاب حجاب بي حجاب مثالهايي زده ام ) و متأسفانه حتى در انيميشن يا تصاوير و آثار كميك استريپ هم به دليل فضاي عرفي حاكم و ملاحظات بي جا اين دقت صورت نمي گيرد ، و اگر مي توانستيم به شكلي اين تفاوت را جا بياندازيم خيلي خوب مي شد. در لبنان به دليل حضور بازيگران مسيحي يا بازيگران مسلمان غير ملتزم در آثار توليدي جبهه مقاومت اين مشكل وجود ندارد. امسال در مجموعه تلويزيوني "درب الياسمين " كه به مناسبت ماه مبارك رمضان از شبكه المنار پخش مي شود خانمي كه نقش همسر يكي از رزمندگان حزب الله را بازي مي كند داخل منزل نزد همسر يا پدرش بي حجاب است و خارج منزل باحجاب كامل ، بينندگان هم مي دانند اين خانم فلان بازيگر مشهور است كه اساسا حجاب ندارد ! ولي اكنون دارد سبك زندگي ديني را نشان مي دهد. اما در ايران بازيگر زن سينما در تلويزيون با حجاب است ولي همان موقع عكسهايي كه از او در اينترنت پخش مي شود واويلاست ! در نتيجه احساس و برداشتي كه مخاطب پيدا مي كند اين است كه اين حجاب توي فيلم و سريال اجبار حكومتي و رسانه وابسته به حاكميت است نه يك مفهوم ديني ، حالا شما اين تلقي تصويري و رسانه اي را بگذاريد كنار تصاوير و خاطرات چادر پوشيدن خانم ها موقع ورود به فلان اداره يا دانشگاه و روسري برداشتن موقع خروج هواپيما از مرز هوايي كشور ! و ببينيد چه بلايي بر سر مفهوم ايماني وديني حجاب مي آيد در مقابل مفهوم كليشه اي و رسمي حجاب حاكميتي و ناشي از اجبار و ترس و ملاحظه ، نه يك اطاعت عبادي و قلبي و اعتقادي ... فتأمل ! ..............
( در ضمن جهت اطمينان خاطر دوستاني كه دلواپس و نگران دين و ايمان بنده هستند ؛ من الان ايران نيستم و بعد از چند سال دارم دوباره المنار مي بينم )

شبكه المنار قبل از اذان صبح يكي از دعاهاي امام سجاد زين العابدين عليه السلام را با صداي سيد مصطفى موسوي پخش مي كند كه حال و هوايي خيلي عجيب و لحن خيلي سوزناك و حس بسيار اثرگذاري دارد. كاش مي شد برخي جلسات دعا را از مناجات هاي صحيفه مباركه سجاديه در ايران برگزار كنيم و مردم هم كتاب صحيفه را در دست بگيرند و با قاري دعا همنوا شوند. تأكيد مكرر رهبر بزرگوار انقلاب بر صحيفه مباركه سجاديه هم شايد از اين رو باشد كه برخي مضامين ادعيه و مناجاتهاي آن حضرت خصوصيت و ويژگي ممتاز و متفاوت دارد.

قديم ها فقط بايد براي چيزي كه مي نوشتيم جواب پس مي داديم ولي حالا روزگاري شده كه وقتي چيزي هم نمي نويسي يقه ات را مي گيرند كه چرا در باره فلان موضوع چيزي ننوشته اي !؟ در باره موضوع هسته اي نه من مثل برخي ذوق زده ام و فكر مي كنم بزرگترين اتفاق تاريخي معاصر رخ داده و انقلاب سوم تحقق يافته و محمد مصدق و اميركبير برگشته اند ! و نه مثل برخي معتقدم كه مذاكره كنندگان خيانت كرده اند و عزت و شرف ملي به باد رفته و خون شهداي هسته اي پايمال شده ! راستش خيلي به اين كه اتفاق عجيبي در ماههاي آينده رخ بدهد اميدوار نيستم و براي همين ذوق زدگي نشان نمي دهم ، البته بسيار قدردان زحمت و تلاش همه مذاكره كنندگان طي سالهاي اخير هستم (مخصوصا جناب آقاي ظريف و جناب عراقچي كه قطعا نامشان ماندگار است و شخصا ارادت زيادي به هر دو دارم) و در اين باره نيز قبلا نوشته ام و تجليل كرده ام ، اما نمي توانم دلخوش باشم اين آمريكايي كه ما مي شناسيم حتى وقتي مجبور است و چاره ندارد به راحتي زير بار ارجاع اموال ايران برود و تحريم ها را بردارد و از موضع خود عقب نشيني كند ! احساس مي كنم نبايد خيلي ذوق زده شد و خلاصه نبايد همه ناپلئوني ها را يكجا خورد !

افراد مختلف در باره مسايل تاريخ اسلام يا سيره پيامبر اكرم يا اهل بيت عليهم السلام دو گونه نظر دارند. برخي معتقدند جزئيات خيلي مهم نيست و همين كه اصل ماجرا و خطوط كلان روايت شود كافي است. مثلا شهادت سيدالشهدا با لب تشنه مهم است و اين كه ما بر مظلوميت او گريه كنيم ، حالا سر مطهر حضرت با خنجر جداشده يا شمشير ، يا به قلب مطهرش نيزه زده اند يا تير ، مهم نيست و براي همين در شعرها يا نقل قول ها با تسامح برخورد مي كنند و احيانا اگر شخصيتي به روايت اضافه يا كم شود چنان حساسيتي نشان نمي دهند. گروه دوم كساني هستند كه اتفاقا براي جزئيات اهميت بسياري قائلند و اصرار دارند روايت رويدادهاي تاريخ اسلام بايد كاملا دقيق و حتما به منابع معتبر مستند باشد و مثلا با بررسي هاي دقيق بفهميم چه كساني با چه خصوصياتي و چگونه سيدالشهدا عليه السلام را در كربلا ياري كرده اند و طبيعتا اين گونه افراد نسبت به اضافه يا كم شدن شخصيت ها يا حوادث در روايت بسيار حساس هستند و اجازه نمي دهند مثلا يك شاعر براي بيان احساس خود هر چيزي را به عنوان زبان حال بسرايد و يك مصيبت خوان هر وصفي را براي تحريك احساسات و عواطف مخاطب و گرياندن او به كار برد و اين دو گروه منطقا و فكرا و خلقا و خلقا با هم تفاوت و فاصله بسيار جدي دارند. اما حالا اتفاق جالبي كه در حمله به فيلم رستاخيز افتاده اين است كه برخي افراد از يك طرف اظهار نگراني مي كنند كه چرا مثلا حضرت عبدالله رضيع سلام الله عليه در اين روايت سينمايي شش ماهه نيست ؟ خوب يعني اينها نسبت به مراعات جزئيات و دقايق تاريخي حساس هستند ! در همان حال در مورد حضرت رقيه سلام الله عليها ( با اين كه اكثر مورخان و محققان نظر بر وجود چنين شخصيتي در حادثه كربلا ندارند ) اين افراد از اينكه حضرت رقيه در اين روايت سينمايي نيامده شاكي و عصباني اند ! آدم نمي فهمد اگر قرار است روايت تاريخي دقيق باشد اين عصبانيت براي چيست و اگر قرار نيست مته به خشخاش بگذاريم آن ناراحتي چه دليلي دارد ؟

کامنت اول : اتفاقا انگليسي ها و فراموسوني ها و صهيونيست ها پشت صحنه دارند همه ما را بازي مي دهند و به ريش همه ما مي خندند ! اين قصه مثل ماجراي كتاب شهيد جاويد است كه حوزه علميه و متدينين را مدتها به خود مشغول كرد و گرفتار نمود و هر چه امام راحل فرياد زد كه آقايان اين بازي براي اين است كه شما را به خودتان مشغول كند و از مساله اصلي بازدارد بعضي متوجه نشدند و با قضايايي مثل ناسزاگويي به دكتر شريعتي و حسينيه ارشاد سر خود و بقيه را گرم كردند. اين همه سال تعزيه برگزار شده و آدم هاي معمولي شهر و روستا نقش اوليا را بازي كرده اند ، اين همه فيلم سينمايي براي پيامبران معصوم ساخته اند و بازيگران سينما در نقش حضرت يوسف و ابراهيم و عيسى و موسى على نبينا و آله و عليهم السلام در آمده اند ، چرا دين و ايمان به مخاطره نيافتاد ؟ حالا يكباره چه شده ؟ آيا آقاي درويش نمي توانست برود فيلم عاشقانه و آبگوشتي بسازد و بدون دردسر و خطر به كاسبي بپردازد و ميليوني و ميلياردي سود كند و كوچكترين انتقادي هم نشنود ؟ آيا نتيجه طبيعي اين برخوردهاي افراطي اين نيست كه فيلمسازان و هنرمندان عطاي اهتمام به سوژه هاي ديني را به لقاي اين برخوردها ببخشند ؟ آيا قرار نيست با ساخته شدن فيلمهاي سينمايي و هنري در قواره سينماي بين المللي زمينه جهاني شدن طرح موضوع عاشورا و مقدمات ظهور امام عصر عليه السلام فراهم شود ؟ من در مورد فيلمي كه نديده ام هيچ نظري نمي توانم بدهم اما اين رفتارهايي را كه ديده ام مي توانم تحليل كنم. به قول معروف وقتي كسي در مجلس عزا بيشتر از صاحب عزا گريه مي كند و بر سروسينه مي زند بايد شك كرد ! بعضي از اين برخوردهاي غير منطقي و پر حرارت و آشفته طبيعي نيست. حتى سخنان دلسوزانه مقام محترم و عزيز مرجعيت تقليد كه براي سريال مختارنامه فرموده اند مي توانم درك كنم و همان موقع هم نوشته ام كه حفظ شأن مرجعيت را از هر كار هنري بالاتر مي دانم . حتى نقد دقيق و مقبول جناب ثمري را مي فهمم اما آتشي شدن بعضي كه فيلم را نديده اند و فحش خواهر و مادر مي دهند و سينماها را به آتش زدن تهديد مي كنند عادي نيست ! و آدم را مطمئن مي كند كه يك جايي آن پشت مشت ها خبري هست و كاسه اي و نيم كاسه اي ...

 

آنچه من مي فهمم اين است كه اين قصه پر سوز و گداز حمله گسترده به فيلم رستاخيز مشكوك است و به نظر مي رسد لااقل بخشي از ماجرا يك بازي باشد كه دوستان دلسوز و متدين ومتعهد و مخلص را هم درگير كرده است. اولا يك سوال هست كه واقعا در طول اين سالها هيچ فيلم سينمايي و برنامه تلويزيوني نبوده كه براي دين و اعتقاد مردم آسيب داشته باشد ؟ سي و پنج سال در دادگاهها چادر بر سر زن دزد و قاتل كردند و حجاب را تخريب كردند و توي فيلم ها و سريال ها زن چادري را كلفت و بي سواد و بدبخت نشان دادند ، چرا صداي كسي در نيامد؟ اين همه سال فيلم ها و سريال ها و آگهي هاي بازرگاني اشرافيت و تجمل را تبليغ كرد ، چرا كسي از جاي خود تكان نخورد ؟ اين همه فيلم سينمايي به فحشا و فساد اخلاقي دامن زد و به گسترش و رواج روابط عاشقانه و عاطفي با نامحرم كمك كرد ، چرا هيچكس احساس وظيفه نكرد ؟ برخي فيلمها اساس و مباني توحيدي اعتقادات را تخريب كردند، چرا كسي نگران نشد ؟ ثانيا آدم اگر براي دين مردم نگران بشود فيلمساز را حرامزاده و ملعون و حاميان فيلم را صهيونيست و انگليسي خطاب مي كند ؟

بدون توضيح !

قال اميرالمؤمنين عليه السلام : ليس بين الحق و الباطل إلا أربعة أصابع ، الحق أن تقول رأيت و الباطل أن تقول سمعت ! حضرت اميرالمؤمنين علي عليه سلام الله فرمودند:
مرز بين حق و باطل چهار انگشت است (فاصله ميان گوش و چشم) ؛ حق اين است كه بتواني بگويي به چشم خود ديده ام و باطل آن است كه از اين و آن بشنوي ! 
راستش من فيلم رستاخيز را نديده ام و براي همين هم اثباتا يا نفيا نمي توانم چيزي بگويم و بنويسم ولي خداوكيلي نمي دانم چند درصد از كساني كه با حرارت و شدت در باره آن موضع مي گيرند فيلم را ديده اند ؟!؟

این چند بيت هم امروز سروده شد در واپسين روزهاي ماه مبارك. ان شالله خدا در فتنه ها و آشوب هاي روزگار دل و جان و عقل و ايمان ما را حفظ كند و همه ما را در پناه رسول خدا و خاندان مطهرش نگهدارد؛ آمين. 
اگر شديم و اگر آمديم ، اگر خفتيم
خطي اگر كه نوشتيم، اگر سخن گفتيم
به عشق روي رسول خدا و اهل البيت
قدم زديم و قلم ، تا دُر سخن سُفتيم
اگر به خواندن سطري قرار يافته ايم
اگر به ديدن چيزي خطا برآشفتيم
خداي داند و دل ؛ آرزويمان اين بود
به لحظه لحظه ى عمر آنچه بازنشنُفتيم
صدا برايد و با من خدا چنين گويد: " تو را به نوكري خاندان پذيرفتيم ! "
كنون كه روز حيات و شب ممات ز دل
هر آنچه غير تولاّي خاندان رُفتيم
به روز حشر كه از گور طاق برخيزند
من و محبت اين خاندان به هم جُفتيم

صفحه‌ها

محمدرضا زائری از کودکی و نوجوانی هرچه پول به دست می‌آورد، کتاب می‌خرید و می‌خواند. من شهادت می‌دهم که او عنصری است که باز فکر می‌کند و آزاد می‌اندیشد. تجربه تحصیل در داخل و خارج از کشور را توامان دارد و به همین ترتیب با فرهنگ‌های زیادی در جهان آشنایی دارد. ایشان اگر به ما افتخار پوشیدن لباس‌مان (لباس روحانیت) را نمی‌داد، می‌توانست در بسیاری از کانون‌های اجتماعی فرو برود، اما امروز به خودمان می‌بالیم که در لباس روحانیت چنین افرادی جای دارند.

سید محمود
دعایی
سرپرست موسسه اطلاعات
essay writing here site essay writing on my classroom i want to write an essay help with biology essays here site buy literary analysis essay write custom research paper write homework write homework writing methodology for dissertation write a research paper if you buy an essay is it plagiarism the essay writing my village writing a good research paper high quality write a report for me site essay writing on my favourite pet essay help flood victims what should i write for my college application essay writing a nursing research paper essays on service marketing help with phd proposal what should i write my profile essay about what to write my essay about buy help you write essay essay essay about service above self