ap world history compare and contrast essay help essay for students of high school what is the best essay writing company link link writing a book critique essay on internet services resume writing services chicago illinois weather big y homework helpline horse help me with chemistry homework buying essays online uk mail buy essays for university of phoenix writing college papers for cash research good essay writing companies رفتن به محتوای اصلی

قبلا هم يكي دو تا عكس اين طوري از جناب حجت الاسلام والمسلمين شيخ حسين انصاريان ديده ام ، خدا حفظشان كند

اگر وزير امور خارجه ما مي تواند غيرتمندانه در برابر ابرقدرتها بايستد و فرياد عزت و اقتدار سر دهد به پشتوانه مردمي است كه در روز جمعه با زبان روزه و در زير آفتاب فرياد هيهات منا الذلة سرداده بودند. 
و اگر اين مردم عليرغم همه سختي ها و دشواري ها همچنان در صحنه اند فقط و فقط به دلگرمي حضور و اقتدار رهبر فرزانه و حكيم انقلاب است. 
گفت كه : " اين همه آوازها از شه بود ، گرچه از حلقوم عبدالله بود " همه اين اقتدار و عظمت ريشه در ايستادگي و تدبير يك مرد انقلابي و مقاوم و دانا و زيرك دارد. 
شامگاه پنجشنبه همه فرياد الهي سردادند ، چه مردمي كه در مساجد و حسينيه ها قرآن به سرگرفتند و چه ديپلمات هايي كه در وين مشغول مذاكره بودند. روز جمعه همه پرچم آرمانهاي انقلاب را برافراشتند چه آنها كه به خيابان ها آمدند و مرگ بر آمريكا گفتند و چه آنها كه در هتل محل مذاكرات با خبرنگاران خارجي گفتگو مي كردند. 
همه ما كه با مسئوليت هاي گوناگون ، در شرايط مختلف ، به اقتضائات متفاوت بر سر يك پيمان ايستاده ايم همه به وجود يك رهبر آگاه و مقتدر دلگرم و سرخوشيم. 
اين رهبر بزرگ در طول بيست و پنج سال سكانداري اين كشتي نه تنها آن را از بيم موج هاي بزرگ و خطر صخره هاي عظيم حفظ كرده است بلكه با دقت و طبق برنامه بر اساس نقشه راه خود به سوي مقصد و هدف تعيين شده پيش مي رود. 
اگر امروز با اطمينان و آرامش و در امنيت و اقتدار توانسته ايم به جايگاه يك قدرت بزرگ جهاني برسيم همه مديون كسي است كه مردانه پشت سرمان ايستاده است و هر چه اين نعمت گرانقدر را بيشتر سپاس گزار باشيم و شكر كنيم افزوني و استمرار خواهد يافت. چنين باد. ( روزنامه خراسان امروز )

با آقا مجيد هوايي ( موسوي ) و آقاسيد مهدي موسوي فراز بعد از بيست و سه سال

توي ميانمار دارند مسلمان ها را زنده زنده مي سوزانند ، توي كشمير دارند قطعه قطعه شان مي كنند ، توي يمن دارند ساعت به ساعت بمب و موشك بر سرشان مي ريزند و به خاك و خونشان مي كشند ، توي عراق و بحرين و سوريه و لبنان و پاكستان و افغانستان و ... برادران تو آرام و قرار ندارند ، توي فلسطين دهها سال جز آوارگي و دربه دري و شكنجه و زندان و تجاوز و تعدي خبري نيست ... اينها برادران تو اند ! مي خواهي برايشان چه كار كني ؟ قرار است براي اظهار همدردي و همراهي با برادران و خواهرانت چه كني ؟ 
جانت را بدهي ؟ نه ! زندگي ات را بفروشي و با آنها تقسيم كني ؟ نه ! بروي در كنارشان بجنگي و اضطراب و ترس را تجربه كني ؟ نه ! برايشان تير و تفنگ بفرستي ؟ نه ! دست به جيب شوي و به شكرانه سلامت و آرامش خودت و خانواده ات كمك كني ؟ باز هم نه ! 
قرار است فقط يكي دو ساعت از خانه بروي بيرون و فقط شعار بدهي ! همين ! 
همه آواره اند و دارند سيلي مي خورند ، همه دارند زير بمباران تكه تكه مي شوند ، همه دارند زير تابوت عزيزانشان اشك مي ريزند و از تو توقع دارند فقط شعار بدهي ! 
سهم تو از اين همه اتفاق و حادثه فقط به خيابان آمدن و شعار دادن است ! و تو حالا داري فكر مي كني و به خودت فشار مي آوري ... كه براي همين كار تصميم بگيري ! 

و زين لهم الشيطان سوء أعمالهم ... تا وقتي هنوز بنيان روح و جانت سالم است وقتي براي خطا و گناه وسوسه مي شوي ، صدايي از درونت به تو هشدار مي دهد : نكن! اين كار درست نيست! تو حق نداري چنين كني ! اين نگاه ، اين كار ، اين سخن ... نارواست ، نكن ! آن وقت است كه شيطان دست به كار مي شود : اي بابا ، چه قدر سخت مي گيري ؟ تو هم حق داري درست زندگي كني ! مگر چندسال قرار است زنده باشي ؟ حالشو ببر ، اون حقشه ! حقشو بذار كف دستش ! نديدي با تو چه كار كرد ؟ بخور ، بنوش ، بشنو ، ببين ! و همان چيزي را كه خودت مي داني ناروا و زشت است با همين وسوسه ها چنان در نظرت زيبا و دلپذير جلوه مي دهد كه نمي فهمي چطور آلوده اش مي شوي ! بعد كه آن لذت وهمي و آني گذشت و پشيماني و خستگي گناه ماند و گرفتار تبعات و آثار گناه شدي آن وقت هر چه بگردي ديگر خبري از شيطان نيست ! همان شيطان خبيث كه تا ساعتي پيش زير پوستت بود و زير گوشت وسوسه مي كرد و توي قلبت نشسته بود حالا هر چه بگردي پيدايش نمي كني ! مي بيني كه رفته و تو را با بدبختي و پشيماني و حسرت و خسارت تنها گذاشته است !

خدا را امتحان كن !
تو كه همه چيز را تجريه كرده اي ، يكبار هم خدا را تجربه كن ! خودش گفته است : " هركس يك قدم به سوي من بيايد ، من ده قدم به سوي او مي آيم " يكبار يك قدم بردار و منتظر بمان ... اگر او ده قدم ، نه يك قدم هم نيامد ادامه نده ! يك شب بيدار بمان ، يك دست به دعا بردار ، يك بار با ناله و طلب التماس كن ، يك بار به اشك و گريه استغفرالله بگو ، يك صفحه از قرآن را با نيت صاف و خالص ورق بزن ، يكبار خدا را امتحان كن ! 
اگر يك قدم به سويش برداشتي و او نيامد ، اگر يك اشاره به دلت نكرد ، اگر يك پرتو نور به تاريكي جانت نيانداخت ، اگر هيچ خبري نشد ديگر ادامه نده !
اگر هيچ خبري نشد ضرري نكرده اي ، يك امتحان كرده اي مثل همه چيزهايي كه تجربه كردي !
اما اگر قدمي برداشتي و خدا ده قدم به سويت آمد ، اگر به آشتي رفتي و او به مهرباني پاسخ داد ، اگر سلامي گرم كردي و جوابي گرم تو شنيدي دري به آسمان گشوده اي و راهي به ملكوت يافته اي ... مطمئن باش اگر دستي را بگيري دستت را خواهد گرفت ، مطمئن باش اگر صادقانه و فروتنانه با او روبرو شوي به فريادت خواهد رسيد و از غرقاب نجاتت خواهد داد، مطمئن باش خدا فقط دنبال يك بهانه كوچك مي گردد تا به سوي تو بيايد.

هفت قدم تا اجابت : 
بر اساس آنچه از روايات برمي آيد و از اساتيد بزرگوارمان آموخته ايم شرايط استجابت دعا را مي توان بدين ترتيب خلاصه كرد ، چرا كه در آداب دعا براي اثر بيشتر و حصول اجابت چند نكته در تعاليم ديني تأكيد شده است :
اول : ذكر شريف بسم الله الرحمن الرحيم كه كليد گشايش هر كاري است و مخصوصا در ابتداي دعا بسيار اهميت دارد. 
دوم : تحميد وتسبيح و تمجيد و شكر كه نشان دهنده ادب و معرفت دعا كننده است و زمينه را براي رحمت الهي آماده مي كند. 
سوم : اعتراف به گناه و تقصير و استغفار از اشتباه و خطا و طلب مغفرت از خداوند است تا ابتدا استغفار گناهاني كه راه اجابت را گرفته و مسير مناجات را مسدود كرده بزدايد و پاك كند. 
چهارم : توسل و ذكر رسول خدا و خاندان پاك او و واسطه كردن اولياي خدا كه حتى اگر دعا كننده خود شايستگي پاسخ شنيدن نداشته باشد خداوند به حرمت اولياي خود او را مورد ترحم قرار دهد. 
پنجم : ذكر شريف صلوات به عنوان تنها دعايي كه خداوند از همه مي پذيرد. 
ششم : طلب حاجت و دعا و چه خوب است كه ابتدا براي ديگران دعا كنيم مخصوصا براي كساني كه از آنها دلگير و ناراحت هستيم و سپس براي خود دعا كنيم. 
هفتم : مجددا ذكر صلوات بر پيامبر و اهل بيت ، براي اينكه دعاي خود و بيان حاجتمان را بين دو صلوات قرار دهيم ، زيرا خداوند قول داده كه صلوات را از همه بپذيرد و او كريم تر از آن است كه دو دعاي ما را بپذيرد و دعاي ميان آنها را رد كند.

قال رسول الله صلى الله عليه و آله : إن ربكم حيي كريم ، يستحيي أن يبسط العبد يديه إليه فيردهما صفرا ! و قال الإمام زين العابدين عليه السلام : المؤمن من دعائه على ثلاث ؛ إما أن يدخر له ، و إما أن يعجل له و إما أن يدفع عنه بلاءا يريد أن يصيبه !
پيامبر اكرم ( درود و سلام خدا بر او و خاندانش) فرمود : پروردگار شما آزرمگين و بزرگوار است ، وقتي بنده اي دستش را به سوي او برآورد حيا مي كند كه بخواهد دستش را خالي برگرداند. و امام سجاد عليه السلام فرمود: [ دعاي مؤمن بي جواب نيست] و سه حالت دارد؛ يا خدا همان چيزي كه خواسته به او مي دهد ، يا اينكه آن موقع به صلاحش نيست و خدا برايش ذخيره مي كند و كنار مي گذارد ، يا اينكه خدا در مقابل آن دعا ، بلايي را كه قرار بوده بر سرش بيايد از او برطرف مي سازد. ( ميزان الحكمه / باب دعا) ... عاجزانه و متواضعانه امشب از همه التماس دعاي زياد و خاص دارم.

ريشه را دريابيم !

يكي از تجربه هاي قابل مطالعه و مهم براي كساني كه دغدغه برنامه ريزي و سياستگذاري فرهنگي و مهندسي فرهنگ و جنگ نرم دارند موضوع محدوديت قانوني استفاده از عبارات و حروف خارجي و لاتين در نام كالاها و محصولات و تابلوي مغازه هاست.
سالها پيش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين زمينه آيين نامه دقيقي داشت كه با هر گونه نقض آن نيز برخورد مي شد . چاپخانه ها مورد بازديد منظم قرار مي گرفتند و طي هماهنگي با نهادهاي مرتبط مانند وزارت صنايع و اصناف و ... اين موضوع با جديت مورد اهتمام و توجه بود كه اسم و شعار و عبارت انگليسي روي كالاها استفاده نشود و ... كتابچه اي هم براي گزارش اين پيگيري ها و نمونه محصولاتي كه ضبط كرده بودند چاپ شده بود كه هنوز آن را دارم. 
خوب تا اينجاي ماجرا خيلي هم خوب بود و قدمي براي حفظ و حراست فرهنگ خودي و ملي و مقابله با تهاجم فرهنگي به حساب مي آمد و كمتر كسي هم مخالف اصل اين كار بود.
ولي چرا امروز نه تنها خبري از آثار و نتايج مثبت اين قانونگذاري ها و برخوردها نيست بلكه برعكس حتى كالاهاي عادي و بي ربط و مغازه هاي معمولي و لباس هاي ساده هم نشان و نامي از نمادهاي خارجي و عبارات انگليسي دارد ؟ 
شايد بگوييد قاطعيت در برخورد نبوده ، درست است اما به هرحال قاطعيت در برخورد نهايتا شايد سرعت و شدت اين موج را قدري كاهش مي داد ولي بايد پذيرفت كه در اصل ماجرا تغييري ايجاد نمي كرد ...
مشكل اين بود كه ما همزمان با اين قانون گذاري براي حل اصل مشكل فكري نكرديم و به سراغ ريشه ها نرفتيم . وقتي باور دروني مخاطب اصلاح نشد و اساس خودكم بيني و احساس حقارت ملي مردم كه نتيجه سالها حكومت طاغوت بود تغيير نكرد ، فوقش چندسال با شور و شعار مي گذرد اما دوباره اين بيماري و مشكل فرهنگي جسم جامعه خودش را نشان مي دهد. 
در قضاياي مختلف اجتماعي و فرهنگي ديگر از حجاب تا ماهواره و اينترنت نيز همين حكم صادق است. 
اگر اصل مشكل وبيماري و اختلال فرهنگي با تربيت صحيح و هماهنگ ميان سه ضلع نهاد خانواده ، آموزش و پرورش و رسانه درمان نشد فوقش چندوقتي تظاهر به صلاح و خير سرمان را گرم مي كند اما به وقتش بيماري از زير پوست مي زند بيرون و تازه مي بينيم كه چه افتضاحي از بي اخلاقي و بي انضباطي و بي تعهدي را با ظاهر و پوسته تعارفات خود پوشانده ايم و دلمان با تعريف و تمجيدهاي الكي به اين بزك و دوزك ها خوش بوده است.

فتنه را گفتيد خوابيده ؟
فتنه بيدار است ! پنهاني ست ... اين بيت را محمدكاظم كاظمي بزرگوار و عزيز سالها پيش برايم نوشت از قصيده زيبايش با مطلع : كوه پابند گرانجاني ست ، آسمان در نابساماني ست ... سالها پيش تر از آن كه فتنه اي در كار باشد ، اين روزها كه برخي دوستان مان ساده انگارانه همه مشكلات را به سطح عوامل سياسي تقليل مي دهند و مي كوشند مشكل را فقط با معادله هاي بسيط استكبار جهاني و توطئه بيگانه حل كنند به ياد اين بيت مي افتم و آتش زير خاكستري كه مي تواند با كمترين بهانه گر بگيرد و بسوزاند ، به خاطر غفلت ما از عوامل اساسي و ريشه اي اجتماعي و ساده انگاشتن معادله اي بسيار پيچيده و چندوجهي كه عناصر متعددي دارد و مهم ترينش زيرساختهاي اجتماعي كه كلا همه از آنها غافليم و سرمان گرم انتخابات مجلس است و دلمان خوش به موفقيت مذاكرات و حواسمان نيست كه تا چشم به هم بزنيم بحراني مثل مشكل كوي دانشگاه ٧٨ و فتنه ٨٨ مي تواند در سال ٩٨هم رخ دهد. مشغول خودمانيم و ناگهان مي بينيم مثلا چند روز ديگر بهانه ساده اي مثل توي خيابان ريختن مردم بعد از اعلام توافق آن تهديدهاي پنهاني را به رخ مان مي كشد. تا بخواهيم بفهميم و به خودمان بياييم رنگ و لعاب تعارفات و شعارهايمان پريده و تيزي و برندگي واقعيت از بي اعتنايي ها و بي توجهي هايمان انتقام خواهد گرفت.

هر كاري بخواهيم براي تغييرات فرهنگي و اصلاح جامعه بكنيم بايد ريشه اي و اساسي و مبنايي باشد وگرنه ظاهر آدم ها ممكن است چندروزي به خاطر ما تغيير كند و خودشان را به شكل مطلوب ما دربياورند ولي بيست سي سال بعد باطن پنهان شان در شمايل و رفتار فرزندان و نوه هاي آنان آشكار مي شود ! ما دلمان خوش است كه درخت را قطع كرده ايم در حالي كه ريشه ها باقي است و برگهاي تازه درست وقتي كه انتظار نداريم از جاي قطع درخت بيرون مي زنند !

مدتهاست برخي روزنامه ها مطالبي از سايت و صفحه اينستاگرام و فيسبوك من برمي دارند و بدون ذكر منبع منتشر مي كنند ، از تعهد كه خبري نيست و اخلاق حرفه اي هم كه اهميت ندارد ! كه حداقل ذكر كنند مطلب را از جايي برداشته اند ، من هم فرصت و حوصله پيگيري و مكاتبه و شكايت و دردسر ندارم و اعتنايي نمي كنم . اما به دليل پرسشها و گلايه هاي مكرر برخي دوستان و سوء تفاهم هاي به وجود آمده لازم است صراحتا اعلام كنم اينجانب در روزنامه هايي چون آفتاب امروز ، آرمان ، قانون و ... چيزي نمي نويسم و فقط روزهاي شنبه در روزنامه خراسان يك ستون هفتگي ثابت دارم ، گاهي هم براي برخي نشريات معتبر و محترم ديگر به صورت موردي مطلبي مي نويسم. عكس بالا يكي از همين موارد است كه تيتر متناسب ! هم برايش انتخاب كرده اند و مطلب را طوري منتشر كرده اند كه خواننده گمان مي كند من نويسنده روزنامه آفتاب يزد هستم !

تو اهل دانش و فضلي ، همين گناهت بس ! ... اگر از امتيازاتي چون دزدي و دروغ و تظاهر و عوامفريبي و معركه گيري و لامذهبي و ... برخوردار بودي مشكل نداشتي و همه چيز بر وفق مراد بود ! ولي متأسفانه جرايم بزرگي داري مثل التزام و اعتقاد و دلسوزي و تعهد و ...

یه وقت به خودم اومدم ديدم بيش از يه ساعته سرپا وايساده م و برا اين كه آنتن پيدا كنم موبايلمو بالا گرفته م و اين طرف و اون طرف مي كنم ! با خودم فكر كردم اگه فقط همين روزا و شبا و فقط م به اندازه جستجوي آنتن موبايل دستامو به دنبال موج اجابت بالا گرفته بودم تا حالا حتما خدا به دلم آنتن داده بود ! ...
بالاخره هر قدر هم كه بد باشم دلم از موبايل فلزي سخت تر و لطف خدا از سيگنال مخابرات ضعيف تر نيست ! 
از امام حسن مجتبى عليه السلام روايت شده كه پيامبر اكرم موقع دعا دستهايش را چنان در برابر خدا بالا مي گرفت كه گويي فقيري گرسنه و مسكين براي لقمه اي نان التماس مي كند ...

صفحه‌ها

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری می‌تواند روزه باشد و به ما هم قهوه بدهد و خود هم ننوشد و این امر به خودی خود یک توانمندی و یک نسخه ارزشمند است که این شخص تکیه‌ بر داشته‌های ظاهری و تقوای خودش نداشته باشد و همواره «طریقة‌الشریعت» را منظور کند که می بینیم این موضوع در چه جاهای ظریفی می تواند خود را نشان دهد.

رضا
امیرخانی
نویسنده و منتقد ادبی
essay writing here site essay writing on my classroom i want to write an essay help with biology essays here site buy literary analysis essay write custom research paper write homework write homework writing methodology for dissertation write a research paper if you buy an essay is it plagiarism the essay writing my village writing a good research paper high quality write a report for me site essay writing on my favourite pet essay help flood victims what should i write for my college application essay writing a nursing research paper essays on service marketing help with phd proposal what should i write my profile essay about what to write my essay about buy help you write essay essay essay about service above self