ap world history compare and contrast essay help essay for students of high school what is the best essay writing company link link writing a book critique essay on internet services resume writing services chicago illinois weather big y homework helpline horse help me with chemistry homework buying essays online uk mail buy essays for university of phoenix writing college papers for cash research good essay writing companies رفتن به محتوای اصلی

وقتي مخاطبان به شنيدن خواب عادت كردند ديگر منبر بيداري را نمي پسندند ... تو مي خواهي آنها را بيدار كني ، و آنها ترجيح مي دهند كسي خواب آرام و خوششان را برنياشوبد.

دوستى در بازگشت از سفر چين تعريف مي كرد كه در آنجا مدير يك شركت چينى از وى سؤال كرده بوده كه : دين و مذهب شما ايرانيان چيست؟ اين دوست بنده براى او شرح داده بود ، و سپس از آن مدير چيني علت سؤالش را ... وى جواب داده كه: مدتي پيش چند تن ازبازاريان تهران نزد او رفته بودند براي واردات اجناس چينى . وقت ناهار براى آنان مرغ سوخارى أورده بوده ،ولى آنان از خوردن آن خود دارى كرده بودند؛چون كه حرام است و ذبح شرعي نشده است ، ولى در همان حال با اصرار از وى خواسته بودند كه بر روى ان اجناس چيني بنويسد : 
Made in Japan ..
مرد چيني ميخواست با اين دين آشنا شود ! ..." متن فوق را يكي از دوستانم براي من فرستاده بود اما داستاني جالب تر و خوشمزه تر را خودم از كسي شنيده ام كه مي گفت براي شركت در يك نمايشگاه به آلمان رفته بوديم و با هيأت ايراني در يك هتل اتاق هايي گرفته بوديم. مي گفت بعد از يكي دو روز خانم پذيرش هتل به من گفت : شما ايراني ها عجيب هستيد! وقتي تنهاييد خيلي لبخند مي زنيد و آدم را تحويل مي گيريد ولي وقتي با هم هستيد اخم مي كنيد و جدي مي شويد ! معلوم شده بود هر كدام از دوستان كه تنها با او طرف مي شده اند خوش و بش مي كرده و با او گرم مي گرفته اند! ولي وقتي با هم به او مي رسيدند جلوي همديگر خيلي جدي مراعات نامحرم را مي كرده اند ! و بنده خدا نمي توانست قضيه را هضم كند !

یكي از دوستان بزرگوار داشت تعريف مي كرد كه در فلان جلسه با فلان جماعت صحبت تو به ميان آمده و خيلي تند و تيز بر عليه تو حرف زده اند و چنان جو سنگين بوده كه ما هم نتوانسته ايم هيچ دفاعي بكنيم ! گفتم من كه ديگر عادت كرده ام ، ولي مشكل دوستان مشترك ما اين است كه از اتاق هايشان بيرون نمي آيند ! در طول هفته و ماه نه با مردم سر و كاري دارند ، نه توي اتوبوس و مترو و تاكسي مي نشينند ، نه سايت ها و وبلاگ ها و صفحه هاي فيسبوك و اينستاگرام را مي بينند ... و تمام اوقات خود را در جلساتي مي گذرانند كه حتى يك نظر مخالف را نمي شنوند !
بعد گفتم يكي از الطاف خدا به من اين بوده كه گرفتار اين گونه حلقه هاي بسته و جلسات نشده ام كه فقط دور همديگر بنشينيم و همديگر را تأييد كنيم ! 
و اضافه كردم كه : با اين وصف من هم ديگر نمي توانم آن دوستان مشترك را راضي كنم چون فهم و دركم از قضايا اساسا با آن دوستان محدود و بسته فرق مي كند ، چون من عادت دارم رك و صريح آنچه از واقعيت ها مي دانم و مي بينم بر زبان بياورم و دوستان عادت نكرده اند كسي بر خلاف نظرشان حرفي بزند !
آن دوست بزرگوار براي دفاع از اهل آن جلسه هفتگي مهم گفت : البته اين جوري هم نيست ! پرسيدم : مگر خود شما الآن نمي گفتي كه جو جلسه آن قدر سنگين بوده كه كسي نتوانسته حرفي بزند ؟ دوست عزيز فقط سكوت كرد !

نورانيت چهره يكي از شاخص هاي شناختي بعضي از ماست ، فكر مي كنيم حال معنوي و گريه و خواب مبناي تعيين حق و باطل است و تصور مي كنيم قاتلان پيامبر و امير مؤمنان و سيدالشهدا شاخ داشته اند و دندان نيش شان از دهان بيرون زده بود ! اين روزها ايام عروج شهيد مظلوم دكتر بهشتي است كه امام راحل فرمودند يك امت بود ، كلاهي ملعون كه بزرگترين فاجعه تروريستي را رقم زد و ستاره درخشاني چون بهشتي را خاموش كرد طوري بود كه پشت سرش مي ايستادند و در نماز به او اقتدا مي كردند. برخي از شهداي بزرگ و سعادتمند انقلاب و دفاع مقدس نيز چنان بودند كه شايد كسي اگر قيافه ظاهري شان را مي ديد باور نمي كرد چنان درجاتي داشته باشند. قرآن كريم به شنيدن دعوت مي كند و انديشيدن ؛يستمعون القول فيتبعون أحسنه و اميرمؤمنان به شناخت حق و معيار دستور مي دهد ؛ إعرف الحق تعرف أهله ، اما با اين همه ادعاي پيروي از قرآن و اهل بيت ما شاخص و ضابطه مان اين است كه آيا چهره طرف به دلمان مي نشيند يا نه ؟ و آيا با قيافه اش حال مي كنيم يا نه ؟

چرا و چگونه عمليات در دوران جنگ لو مي رفته اند ؟ آقاي حبيب احمدزاده نازنين و بزرگوار در صفحه خود خبر داده كه امشب ساعت ٢١ مستند هفت نابخشوده كار آقاي مرتضى باقري براي پاسخ به اين پرسش حساس و مهم پخش مي شود.

بسياري از مشكلات فكري و فرهنگي جامعه از يك جاي كوچك شروع مي شود و چون افراد آگاه و خواص جامعه به آن بي اعتنايي مي كنند همان زاويه كوچك و موضوع به ظاهر ناچيز آرام آرام به يك خطر بزرگ تبديل مي شود كه دامن همه را مي گيرد و همان خواص و نخبگان هم ديگر نمي توانند كاري بكنند. 
اگر وقتي راه آزاد انديشي و اظهار نظر بسته مي شود كسي فرياد بزند آن وقت سخنراني ها را با چوب و چماق تعطيل نخواهند كرد ، چرا در مورد تخريب مرحوم آيت الله شيخ علي پناه اشتهاردي با آن همه فضل و تقوا و سابقه و در مورد مظلوميت مرحوم آيت الله خوشوقت كسي در حوزه قم و تهران فرياد نزد ؟ همين سكوت و خاموشي اهل بصيرت بود كه باعث ايجاد فضاي امروز شد. 
اگر همه علما و بزرگان روي مشكلات و انحرافات حساس باشند و اگر نگران آبروي خود نشوند و فرياد بزنند ،اگر به خاطر شأن علمايي سكوت نكنند خيلي چيزها درست مي شود.برخي به من مي گويند شأن و منزلت خود را پايين نياور و اينستاگرام را تعطيل كن و به بحث و درس و علم برس ، اين طوري كه وسط معركه مي روي حرمت و شأن روحانيت تو لكه دار مي شود ! مي گويم من اين شأن طلبگي را براي روشن شدن حق و ترويج علم و معرفت مي خواهم ، اگر قرار است فحش هم بخورم و لكه دار هم بشوم بگذار بشوم ، من ترجيح مي دهم اسم ناچيزم را زير اسم شهيد بهشتي و مرحوم طالقاني و شهيد چمران و امام موسى صدر بنويسند كه فحش خوردند و لطمه ديدند نه در كنار اسم كساني كه به خاطر نگراني از آبروي خود سكوت كردند و در گوشه اي خزيدند كه مبادا حيثيت شان لطمه بخورد ! حقيقت اين است كه در خيلي موارد جريان وقيح و طلبكار به خاطر هوچي گري و معركه گيري خود را قدرتمند نشان مي دهند در حالي كه واقعيت شان اين قدر نيست و اگر عده اي از نخبگان به جاي ترسيدن و جازدن جلويشان بايستند عقب نشيني مي كنند.
اگر وقتي به آقاي بروجردي گفتند اين يك روز مقلد شما نيستيم مي ايستاد ، اگر روزي كه طرف چاقو را توي ميز جلوي آميرزا هاشم آملي فرو كرد ايشان كوتاه نمي آمد ، اگر روزي كه اولين بي حرمتي ها به دگرانديشي علما صورت گرفت كسي مقاومت مي كرد، امروز وضعمان اين نبود. اگر قرار بود مرحوم امام و حضرت آقا در همين دوران پنجاه ساله بخواهند براي همين مراعات ها و ملاحظات خيلي چيزها را ناديده بگيرند شايد امروز چيزي از اساس انقلاب باقي نمي ماند.

فرض كنيد شما گوهري كمياب و بسيار قيمتي داريد كه ديگران حتى نظيرش را هم پيدا نمي كنند و خيلي ارزش دارد ، اما در شهر شما كسي قدر آن را نمي داند و آن را به قيمت نمي خرد ! در شهرهاي ديگر آن را روي سرشان مي گذارند و قيمت هاي نجومي بابتش مي پردازند اما در شهر شما بهايش را نمي دهند ، از طرفي شما قيمت اين الماس را مي دانيد ، هر چند ديگران ندانند و از طرف ديگر هم به دلايلي نمي خواهيد به شهر ديگر برويد و اين گوهر قيمتي را به ديگران بفروشيد ، در چنين وضعي چه مي كنيد؟

امروز عصر ساعت پنج بعدازظهر در مشهد مقدس

دلم مي خواست عده اي از دوستان دنبال كننده اين صفحه را براي صبحانه ، ناهار يا شام دعوت كنم كه برخي گفتند قرعه كشي كن ، برخي گفتند فقط آقايان نباشند ، برخي گفتند فقط ناشناس باشند و جديد ... به هر حال به جايي نرسيديم. حالا مي خواهم به مناسبت جشن ميلاد حضرت بقية الله عليه السلام از همه دنبال كنندگان اين صفحه دعوت كنم. حالا بضاعتمان به شام و ناهار نمي رسد البته ولي ان شالله به شادي جشن ميلاد مي توانيم دور هم شربت و شيريني بخوريم و از ديدار هم لذت ببريم و با گفتگويي صميمي شاد بشويم. ان شالله اگر فرصت داشتيد چهارشنبه خودم از ساعت چهار عصر در سرچشمه خدمت شما هستم.

در اين روزهايي كه كمتر حرف حساب مي شنويم خواندن گفتگوي دلپذير و تحسين برانگيز سايت الف با حضرت حجة الاسلام زيبايي نژاد عزيز و نازنين واقعا قابل توصيه است لعلهم يتفكرون ...

باوجوداین همه خار" ... ترااگرچه به انکارمازبان بازاست/زمابه روی تو آغوش مهربان بازاست/ ازآن به دامن شعرم غبار ننشیند/که راه صدق میان دل وزبان بازاست/ نصیحتی کنمت:منع کار خیرنکن!/که کارنامه ما نزداین وآن بازاست/دمی توکرکره فتنه رافروآور /نترس!تاابدالدهر،این دکان بازاست/نریزهیزم ازاین بیشتردراین آتش/ ازاین تنور،به دوزخ دری نهان بازاست/زهتک حرمت عشاق،ارتزاق نکن /که راه های دگربهرآب ونان بازاست/چراشکایت دل رابه رهبرم نبرم؟/که سفره دل مابهردوستان بازاست/تودردخویش به دشمن بگوکه من غم دل/ به دوست گفتم واین باب، همچنان بازاست/تو رشک برسخنم می بری چومی بینی/مرابه رغم خطر،عرصه بیان بازاست /توخشمگین شدی ازآن زمان که رهبرگفت:/"از این طرف که منم راه کاروان بازاست"/به خود خلاصه نکن ساحت ولایت را/که آستانه اوهمچو کهکشان بازاست/اگرکه فاصله افتاد،بین اهل خرد /گمان مبرکه توراره در این میان بازاست/دریچه ای چوببنددزمانه بین یلان /هزارویک دردیگرمیان شان بازاست/سخن تمام کنم:باوجوداین همه خار /همیشه راه خراسان و اردکان بازاست!

همشهري عزيزchristian louboutin soldes و بزرگوار ما جناب آقاي انصاري در پاسخ اعتراضات به ساخت فضاي جديد مرقد امام دو نكته مطرح فرموده اند كه متأسفانه مشكل را بيشتر كرده است. نخست اين كه گفته اند ما خواسته ايم كاري در حد و شأن امام انجام شود ! كاش اين حرف را كسي ديگر زده بود ، آن وقت انتظار داشتيم جناب انصاري برآشوبد و به عنوان كسي كه سالها توفيق خدمت به آن بزرگمرد الهي را داشته به جوش آيد و فرياد بزند : " آيا مي فهميد چه گفته اي christian louboutin pas cher د ؟ آيا شأن روح الهي انقلاب را قيمت سنگ ايتاليايي و طراح دكور خارجي و مشاور ناظر عربستاني تعيين مي كنند ؟ " اما متاسفانه ايشان خودشان صراحتا چنين پاسخي داده اند و به معناي فرمايش خود دقت نداشته اند. ثانيا فرموده اند كه : مي خواسته ايم تناسب و christian louboutin pas cher  شباهت با مراقد ائمه اطهار و بقاع متبركه حفظ شود كه اين هم متاسفانه عذر بدتر از گناه است. اتفاقا اشكال از تفكري است كه مرقد امام را كنار بقاع متبركه معصومين عليهم السلام قرار مي دهد در حالي كه حتى از نظر ظاهر بايد اين تفاوت كاملا محسوس و برجسته باشد. پيشوايان دين ما خط و مسير را با تعابيري چون فرمايش امير مؤمنان روشن كرده اند كه " أنا عبد من عبيد محمد " و تأكيد كرده اند كه " لا يقاس بآل محمد من هذه الأمة أحد" و عالمان ديني و بزرگان ما در طول تاريخ شيعه آن قدر نسبت به اين موضوع حساسيت و وسواس داشته اند كه امثال خواجه طوسي رضوان الله عليه با آن عظمت وصيت كرد كه او را پايين پاي كاظمين عليهماالسلام دفن كنند و بر قبرش اين آيه شريفه را بنويسند كه : " و كلبهم باسط ذراعيه ... ". حتى اگر كسي با سيره علماي سلف و شيوه مراجع تقليد شيعه هم آشنا نباشد مرور سخنان امام راحل در باره نسبت و اعتقادشان در فاصله با خاندان رسول الله كاملا روشنگر و تكان دهنده است. گيرم اصلا اين امام پيشواي مستضعفين و محرومين نبود و فقط بايد سالي يكبار و در مناسبات خاص برخي مسوولان در مسير سفرهاي خارجي و سر راه شان از شمال تهران به فرودگاه امام استراحت كوتاهي هم در كنار اين مرقد منور داشته باشند ، آيا فهم ما از نسبت امام با خاندان رسول اكرم صلوات الله عليهم اين است كه بايد بدون توجه به عناصر بصري و شناختي فرهنگ آييني مرقد ايشان را شبيه حرم مطهر معصومين بسازيم و ذهن و درك مخاطب عمومي را نسبت به مباني اعتقادي ويران كنيم ؟

امروز ساعت پنج بعداز ظهر در فرهنگسراي ملل ، اتوبان صدر ، پارك قيطريه

چیزهايي كه به طور پراكنده در موضوع حجاب نوشته و گفته ام از سر احساسchristian louboutin france ضرورت براي تبيين موضوع بوده است ، اما اخيرا به مرور و ناخواسته دارد فضايي به وجود مي آيد كه گويي اين موضوع پروژه اجتماعي من و مأموريت و رسالت ديني من بوده است ! گروهي مي گويند سوپاپ اطمينان حاكميت است و گروهي مي گويند ابزار دست دشمن است ... در حالي كه من اصلا به اين موضوع به عنوان يك پروژه اساسي و مهمترين معضل كشور نگاه نمي كنم و به همين خاطر و برايchaussures christian louboutin pas cher پرهيز از سوء استفاده از شركت در جلسات و گفتگوهاي فراواني خودداري كرده ام ... امروز شنيدم كه برخي سايت هاي ضدانقلاب و خارجي تعابيري مانند كمپين بر عليه حجاب اجباري و ... به كار برده و نامي از من ذكر كرده اند . به طور طبيعي براي جلوگيري از اين گونه دروغ ها و سوء استفاده ها چاره اي ندارم جز اينكه فعلا تا مدتي به هيچ وجه در اين باره چيزي ننويسم و نگويم. آخرين بار هم در قم براي دوستان همدل و همراه طلبه چيزهايي گفتم. بر اين اساس تصريح مي كنم فعلا در اين زمينه هيچ اظهار نظر جديدي نخواهم كرد و هر چه مانند اين گونه موارد به اين موضوع دامن christian louboutin pas cher زده مي شود خلاف نظر و ديدگاه من است.

خدا وكيلي آدم نبايد قربان اين رهبر برود ، اين چند خط را بخوانيد : "این‌‌جور نیست که همه‌‌ى مواضعى که آحاد مردم اتخاذ میکنند، بایستى الگوگرفته و برگردان نظراتى باشد که رهبرى ابراز میکند؛ نه، شما به‌‌عنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید ، نسبت به اشخاص، نسبت به جریانها، نسبت به سیاستها، نسبت به دولتها، موضع داشته باشید، نظر داشته باشید. این‌‌جور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید که رهبرى درباره‌‌ى فلان شخص، یا فلان حرکت، یا فلان عمل، یا فلان سیاست چه موضعى اتخاذ میکند که بر اساس آن، شما هم موضع‌‌گیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل خواهد کرد. رهبرى وظایفى دارد، آن وظایف را اگر خداى متعال به او کمک کند و توفیق بدهد، عمل خواهد کرد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیم‌‌گیرى کنید؛ منتها معیار عبارت باشد از تقوا؛ معیار، تقوا باشد. تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانب‌‌دارى و طرف‌‌دارى یا در مخالفت و معارضه، در انتقاد یا در تمجید؛ این را رعایت کنید. اگر این رعایت شد، هم انتقاد خوب است، هم جانب‌‌دارى و تمجید خوب است: از شخص، از دولت، از فلان جریان سیاسى؛ از فلان حادثه‌‌ى سیاسى؛ هیچ اشکالى ندارد. البته اگر در یک زمینه‌‌اى نظرى هم از سوى این حقیر ابراز شد، آن کسانى که حسنِ‌‌ظن دارند و این نظر را قبول دارند، ممکن است این هم یکى از عواملى باشد که در تشخیص آنها دخالت خواهد داشت؛ لکن این به معناى این نیست که وظیفه‌‌ى افراد در مورد موضع‌‌گیرى‌‌ها و در مورد اظهارنظرها ساقط بشود" ...

صفحه‌ها

محمد رضا زائری ادامه دهنده گفتمانی است که سابقه دارد و آغاز کننده این گفتمان آیت‌الله مرتضی مطهری و آیت‌الله بهشتی بودند.

کوروش
علیانی
نویسنده و روزنامه نگار
essay writing here site essay writing on my classroom i want to write an essay help with biology essays here site buy literary analysis essay write custom research paper write homework write homework writing methodology for dissertation write a research paper if you buy an essay is it plagiarism the essay writing my village writing a good research paper high quality write a report for me site essay writing on my favourite pet essay help flood victims what should i write for my college application essay writing a nursing research paper essays on service marketing help with phd proposal what should i write my profile essay about what to write my essay about buy help you write essay essay essay about service above self