ap world history compare and contrast essay help essay for students of high school what is the best essay writing company link link writing a book critique essay on internet services resume writing services chicago illinois weather big y homework helpline horse help me with chemistry homework buying essays online uk mail buy essays for university of phoenix writing college papers for cash research good essay writing companies رفتن به محتوای اصلی

دوشنبه, 1394/01/24 - 01:46

در کار فرهنگی باید استانداردهایمان را مشخص کنیم.

از جهت تاریخی مفهوم فعالیت فرهنگی چه معنایی دارد و به چه فعالیت هایی اطلاق می شود؟

کالچر در زبان انگلیسی یک جور برابر نهاده و جایگزین در برابر دینِ کلیسایی است، زمانی که دین کلیسایی از جامعه حذف شد، برای ارتباطات اجتماعی مردم یک جایگزین نیاز داشتند که شد کالچر.

 خیلی اوقات که در فضای غربی از دین حرف می زنند و به دین بد و بیراه می گویند، لزوماً به این معنا که ما می فهمیم، نیست. آنها وقتی از دین بیراه می گویند، شکنجه ها و شستشو هایِ مغزیِ کلیسایی را می گویند. مثل خیلی اوقات که وقتی به کسی می گویند سکولار، انگار به معنای فحش دادن است! رایج شده وقتی می خواهیم به کسی فحش بدهیم، می گوییم سکولار! در حالی که می بینیم آن شخص در حوزه ی شخصی، آدم متدّینی است و سکولار بودن اش به معنای بی دین بودن اش نیست، اما معتقد است دین نباید در مسائل عمومی، سیاسی و حاکمیت دخالتی داشته باشد.

 کالچر آمد و شد جایگزین دین ! چون وقتی گفتند دین در کلیسا برود و کاری به مسائل اجتماعی مردم نداشته باشد، باید چیزی به جای اش می گذاشتند تا این آجر هایِ جدا از همِ زندگیِ اجتماعی را به هم وصل کند، این شد کالچر!

کالچر وقتی از اروپا به شرق آمد، در فضای کشورهای عربی «ثقافه» را جایگزین اش کردند و در ایران «فرهنگ» را جایگزین اش کردند. امروز وقتی ما از فرهنگ صحبت می کنیم، تلقی مان یک بازه گسترده ای از تعلیم و تربیت هست، تا هنر و مطبوعات و ... . در ایران از دوره قبل از مشروطه تا سال های اوایل دوره پهلوی دوم، فرهنگی به معنای آموزش و پرورش مد نظر بود. مثلاً در کشورهای عربی وقتی می گویند یک کسی مثَقَفه است، معنی اش این است که آدم درس خوانده ای است، آدم با فرهنگ( به معنای تعلیم و تربیت) است و تثقیف به معنای دانش و بالا بردن آگاهی فرد است. پنجاه سال پیش وقتی به کسی می گفتند فرهنگی،  منظورشان معلم یا همان آموزش و پرورش بود. در دوره پهلوی دوم، زمانی که وزارت فرهنگ تشکیل شد، واژه فرهنگ بیشتر رفت به سوی هنر و مطبوعات و کتاب و ...

در دوره ی ما ، فرهنگ بیش تر به سمت فنون ظریفه رفت و امروز که ما از فعالیت فرهنگی صحبت می کنیم، بیش تر از 2 حوزه حرف می زنیم، حوزه خدمات فرهنگی ، مانند: کلاس زبان انگلیسی، سخنرانی در مسجد و یا حوزه ی محصولات فرهنگی ، مانند مجله، سی دی و ...

 خصوصیت این دو این است که رویکرد و محتوای تبلیغی دارند. یک پزشک وقتی شما را درمان می کند، معمولاً با جسم شما طرف است و یک کار فیزیکی و جسمی انجام می دهد، او درواقع رویکرد فکری، علمی و معنوی ندارد.

 باز شدن مفهوم فرهنگ کار ما را سخت تر نمی کند؟

چرا بحث درباره استانداردهای فرهنگی مهم است؟ چون تعریف دقیق و شفافی وجود ندارد، خیلی در این باره خَلطِ مبحث صورت می گیرد. در حوزه های فنی و مهندسی و پزشکی و امثالِ آن چون موضوع، ماده است، حَدِ آن کاملاً معلوم است. اما در حوزه ی علوم انسانی چون این حدود مادی نیست، خیلی مرز مشخصی وجود ندارد.علت این که همه در حوزه های علوم انسانی صاحب نظر هستند، همین است.

امروزه ما در فضایی زندگی می کنیم که همه ی افراد در همه ی حوزه ها خودشان را صاحب نظر می دانند، به همین دلیل ما باید استانداردهای مان را مشخص کنیم.

برای مثال بحث اخلاق را با عنوان سبک زندگی مطرح می کنند، به همین جهت لازم است ما شفاف و روشن بگوییم وقتی از کار فرهنگی و یا محصول فرهنگی صحبت می کنیم، شاخصه ها و استانداردهای مان چه چیزهایی است.

یکی از شاخصه های فعالیت فرهنگی، از جهت کیفیت، زبان هنری و عرضه ی هنرمندانه و بیان هنرمندانه است. به طور مثال یک شخصی که تلویزیون تعمیر می کند، نیاز به بیان هنرمندانه ندارد، اما کسی که کار تبلیغی انجام می دهد، کلیپ می سازد و... نیاز به بیان هنرمندانه دارد.

اولین کسی که کار فرهنگی کرد، شیطان بود که برای اغوای آدم و حوا ، با زبان هنرمندانه و از جهت کمی هم با مخاطب عام آن ها را اغوا کرد.

زبان هنرمندانه و بیان هنرمندانه یک شاخص کیفی است. مقام معظم رهبری فرمودند: هیچ پیامی ماندگار نمی ماند، مگر اینکه به زبان هنرمندانه مسلح بشود. کار فرهنگی کاری است که برای یک نفر نیست و عمومیت دارد.

در تعریفی که درباره ی سبک زندگی بیان شد؛ آیا اخلاق و آموزشِ خانواده ربطی به سبک زندگی دارد یا خیر؟

وقتی از سبک زندگی صحبت می کنیم، بیشتر ناظر بر محصول و کالاها و مصرف ماست. مثلاً این که شما در خانه تان چه ناهاری می خورید؟ زنگ موبایل تان چی است؟ و... این ها سبک زندگی است. اما دروغ نگفتن و ... جزء اخلاق کاربردی است.

ما بعضی اوقات تشخیص مان از موضوع متفاوت است، ما در فعالیت فرهنگی از این گونه مصداق ها زیاد داریم، آیا این هم در این استانداردها قرار دارد؟

ما دراین جا همین شاخصه ها را می گوییم، ما در عرف دینی به کجا مسجد می گوییم؟ به جایی که برای عبادت ساخته شده و برای این کار وقف شده است. اما مثلاً در یک شهری در اروپا شهردار اجازه ساخت گنبد را نمی دهد، آیا در آن جا مسجد وجود دارد؟! یا نمازخانه ی اداره که به منظور نماز خواندن ساخته شده است، مسجد هست یا خیر؟! مثلاً زمانی که ما می گوییم «این اتاقِ منزلِ ما، مسجدِ خانه ی ماست»، آیا عرف هم همین است و همین تعریف را از مسجد دارد؟ خیر، این طور نیست، ما وقتی از تعریف صحبت می کنیم، یک چارچوب برای ایجاد ارتباط و مفاهمه ی خودمان تعریف می کنیم.

از جهت کیفیت، دارا بودن محتوا بسیار مهم است. محتوا باید از جهت کیفی قابل اعتنا باشد. البته این حوزه ها چون قابل ارزیابی نیستند، کار خیلی سخت است.

ما سخت ترین کارمان در کار فرهنگی، نزدیک کردنش به شاخصه های کمی است. میزان دین داری چگونه قابل محاسبه است؟ چطور می توانیم بگوییم یک کسی دیندار است؟ مثلاً چادر در خانم ها را به عنوان شاخص قرار دهیم؟ باز دچار مشکل می شویم! یا مثلاً رنگ مشکی را شاخص قرار دهیم! باز هم به همین نحو است.

آیا این مشکل به علت نبود تعریف مشخص نیست؟

بخشی از آن به خاطر نبود تعریف است، ولی حتی اگر ما تعریف هم داشته باشیم باز جنسِ موضوع به گونه ای است، که کمیت بردار نیست.

هرچه ما بتوانیم به یک تعریف برسیم و آن تعریف را محدودتر بکنیم و برسر آن اتفاق نظر داشته باشیم، بهتر است. مثلاً ابزاری که ما استفاده می کنیم، این ابزار هم برای ما یک تعریف دارد. من با چَکش کار فرهنگی نمی کنم! کار فرهنگی من قالب ها و ابزارهایش معلوم است.

شیوه ای که ما استفاده می کنیم بسیار مؤثر است، ما هر قدر هم که شعار بدهیم و کار انجام بدهیم، باز هم پذیرش مخاطب تعیین کننده است.

وقتی ما می گوییم کارِ فرهنگیِ ما باید به روز باشد، یعنی نباید اصالت اش را از دست بدهد، در این کار باید ریشه و اصالت اش درست و حفظ شود.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند فرزندان تان را با آداب و خلقیات خود تربیت نکنید، زیرا هر کدام در یک دوره زندگی کرده اند.

اگر ما کار فرهنگی انجام می دهیم، برای مخاطب انجام می دهیم. کاری که  برای مخاطب جذاب باشد.

قسمتی از سخنرانی امام موسی صدر همین است که دین هم برای انسان ها آمده است.

مشروعیت و مقبولیت کارِ فرهنگی، اصل است. به طور مثال کسی که عابد و زاهد است، دلیل نمی شود که نویسنده خوبی باشد.

کار فرهنگیِ درست، کاری است که من امروز بتوانم بر روی مخاطب اثر مطلوب داشته باشم، انگیزه الهی هم داشته باشم و این کارم در موازات آخرت هم باشد.

 

و اما اقتصاد و فرهنگ...

کار فرهنگی و حرفِ من زمانی بر روی مخاطب اثر دارد که قبل از آن با خدا تسویه کرده باشم و با انگیزه الهی وارد عمل شده باشم. اگر ما  قبل از تولید و عرضه مطالعه کرده باشیم و قبل از مطالعه فکر کرده باشیم، آن وقت کارمان درست است.

بحث اقتصاد و فرهنگ مهمترین بحث است و گاهی بزرگترین ادعاها را با شکست مواجه کرده است!

مهمترین مسئله ی بشر اقتصاد است، به عنوان مثال صبح به این فکر می کند که ظهر غذا چه بخورد؟ مبنای اهل بیت(علیهم السلام) هم این است که « اگر از یک در فقر وارد شود، دین از در دیگر خارج می شود.»

ما در حوزه ی کارِ فرهنگی ، هدف مان اقتصادی نیست، اقتصاد بسیار مهم است اما مبنا و هدف ما اقتصاد نیست. مقام معظم رهبری فرمودند در کار فرهنگی صرفه اقتصادی ملاک نیست که بگوییم صرف می کند یا خیر. آفت هایی که فعالان فرهنگی به آن دچار می شوند، حمایت های دولتی است. چون از دو طرف ضربه می زند، از یک طرف کار را از کیفیت و پسند مخاطب دور می کند واز طرف دیگر، کار فرهنگی را وابسته می کند. در طول تاریخ ِادیان، مهمترین عاملی که فرهنگ دین و فعالیت های دینی را تقویت کرده، فرهنگ وقف است. یک سری از کارهای فرهنگی خودش پول خودش را در می آورد، مثل پیاده کردن سبک زندگی بر روی لوازم التحریر و ... اما یک سری از کارهای فرهنگی خودش پول خودش را در نمی آورد و نیاز به بانی دارد و یک سری از کارهای فرهنگی هستند که خودش پول در نمی آورد و بانی هم ندارد!

دو راه حل پیشنهاد می شود. یکی این که ما در کنار کار فرهنگی، کار اقتصادی مستقل انجام دهیم. این مدل در حوزه نظری بسیار عالی است که ما در کنار آن بخش سومی - که خودش پول خودش را در نمی آورد و بانی هم ندارد- این کار را انجام دهیم.

 

 

بخش پرسش و پاسخ:

 

دو رویکرد کلی در بحث استاندارد سازی وجود دارد. یک رویکرد می گوید استاندارد سازی کار اشتباهی است، چون وقتی شما یک رویکرد را استاندارد می کنید، طبیعتاً جلوی خلاقیت را می گیرید. مثلاً در حوزه ی دفاع مقدس این اتفاق دارد می افتد که همه ی کارهایی که می خواهد صورت بگیرد زیر نظر این استاندارد هاست. آیا این نکاتی که شما فرمودید ناظر به همین استاندارد سازی است یا این که استانداردی وجود ندارد؟

وقتی که صحبت از استاندارد می شود، تعریف از حداقل هاست. یعنی این استانداردها تفاوت محصولات فرهنگی را با غیر آن مشخص می کند و هر کدام از نظر سطحی متفاوت است. افراط در استانداردها جلوی خلاقیت را می گیرد.

منظور از صرفه اقتصادی درکارهای فرهنگی چیست؟

اقتصاد آن قدر هم مهم نیست که تمام زندگی ما شود. مثلاً اگر یک پزشک تنها به دارویی فکر کند که مریض دوست دارد، نمی تواند کار پزشکی انجام دهد. به طور مثال اگر یک ناشر سرمایه اش را در بانک قرار دهد، بیشتر صرف نمی کند؟ پس ما در فعالیت فرهنگی نمی توانیم بگوییم چقدر این کار سود دارد.

آیا استانداردهای فرهنگی در غرب با استانداردهای ما متفاوت است؟

تا بخشی خیر، یک جاهایی با توجه به محیط و فضای مخاطب متفاوت است. مثلاً در سینما می گویند خشونت و یا مسائل جنسی مهم است، درصورتی که در ارزش های دینی ما این مسائل نمی گنجد.

اگر دولت بودجه بگذارد و بگوید که 10 سال در فلان کشور کار فرهنگی انجام دهیم، آیا جواب نمی دهد؟

 اگر آن جا هم کاری که شما انجام می دهید به میل مخاطب نباشد و آن را نپذیرد، هیچ اثری ندارد. درکار فرهنگی باید دنبال اعتدال باشیم.

در بعضی از حوزه های فرهنگی ذائقه مخاطب ها فرق کرده، آیا برای این مسئله راه حل دارید؟

مثلاً بچه های پنجاه سال پیش با بچه های امروز متفاوت هستند، در این دوره تعدد شبکه های تلویزیونی و دسترسی به ماهواره زیاد شده و مخاطب وقتِ آن چنانی به کتاب خوانی ندارد، درکودکانِ امروز، تصویر جایگزین متن شده است.

درنهایت محتوای فرآیند تبلیغی در شهرها دولت است یا مراکز مردمی؟ و تقسیم وظیفه این ها چیست؟ اگر قرار است مراکز فرهنگی  بار اصلی فرآیند تبلیغی در شهر را به دوش بکشند، استاندارد محتوا در این مراکز چگونه است؟ از یک طرف ما خیلی نمی توانیم محدودیت ایجاد کنیم، بلکه باید تنوع و جذابیت داشته باشد. ما هر الگویی را که معرفی کنیم یک شخص نورانی است که به طرف آن باید رفت، آیا اساساً نباید ازکار فرهنگی در آمد داشت؟

راهی پیدا بکنیم که فعالیت فرهنگی مان گردش اقتصادی و مالی داشته باشد.

تاریخ سخنرانی

14/6/1392

ایـــــجاد دیـــدگاه

محمد رضا زائری ادامه دهنده گفتمانی است که سابقه دارد و آغاز کننده این گفتمان آیت‌الله مرتضی مطهری و آیت‌الله بهشتی بودند.

کوروش
علیانی
نویسنده و روزنامه نگار
essay writing here site essay writing on my classroom i want to write an essay help with biology essays here site buy literary analysis essay write custom research paper write homework write homework writing methodology for dissertation write a research paper if you buy an essay is it plagiarism the essay writing my village writing a good research paper high quality write a report for me site essay writing on my favourite pet essay help flood victims what should i write for my college application essay writing a nursing research paper essays on service marketing help with phd proposal what should i write my profile essay about what to write my essay about buy help you write essay essay essay about service above self