ap world history compare and contrast essay help essay for students of high school what is the best essay writing company link link writing a book critique essay on internet services resume writing services chicago illinois weather big y homework helpline horse help me with chemistry homework buying essays online uk mail buy essays for university of phoenix writing college papers for cash research good essay writing companies رفتن به محتوای اصلی

چهارشنبه, 1393/06/05 - 12:07

در ذكر مردي به نام «محمود امجد»

شخص:
آیه الله محمود امجد

جمعه روزي از روزهاي آغاز جواني و اتاق آخر شبستان مسجد شارعي كه پاتوق ما بود براي جلسه محفل انس با قرآن و دم غروب و وصف روحاني سالخورده و اهل دلي از فضلاي قم كه قرار بود از آن شب امامت مسجد را بر عهده بگيرد. 

و گفتند: حاج آقا آمد، ‌نامش حاج آقا امجد. نامي كه ماند براي ما و آيت الله امجد و استاد امجد و حضرت آيت الله و جناب استاد هيچ وقت روي زبانمان نچرخيد. حاج آقاي ما از راه رسيد و در ذهن و دل و خاطر ما با همان قامت بلند و قدم زدن سريع و لبخند شيرين ماندگار شد.

 حاج آقاي ما آمد و در تهران ماند و با همان شوريدگي و سادگي و بي تكلفي كه «تكلف گر نباشد خوش توان زيست» و با بي تعلقي كه «تعلق گر نباشد خوش توان مُرد».

 

حاج آقاي ما از همان عصر جمعه كه به تهران آمد در دل جوان ها، دانشجو ها و طلبه ها جا گرفت و شد حاج‌آقا امجد. بعدها هم هر چه از آيت الله بهاءالديني وصفش را شنيديم يا از حضرت آيت الله بهجت اشاره اي ديديم يا در محضر آيت الله جوادي نكته ها خوانديم باز همچنان آيت الله نازنين و دوست داشتني و نزديك و راحت ما همان حاج آقا امجد بود.

ديگر ما بوديم و حاج آقا. در مدرسه عالي شهيد مطهري، در كوي دانشگاه تهران، در حلقه دعاي سمات، در روضه محرم و صفر، در قم و دماوند و تهران، آخر شب يا ميانه روز. هر سؤال پاسخي سريع داشت پيش حاج آقا و هر مشكل راه حلي ساده، گويي اين مرد زندگي نداشت، گويي خانواده نداشت، گويي استراحت نداشت.

وقتي دلمان مي گرفت دست بر سرمان مي كشيد و وقتي آشفته مي شديم آراممان مي كرد. وقتي به ديوارهاي بلند و درهاي بسته مي خورديم با مهرباني راهي مي يافت و وقتي به چهره هاي عبوس و اخم هاي در هم مي رسيديم لبخند و مهرباني او بود كه اميدمان مي بخشيد.

مسافري بود كه روي زمين قرار نمي گرفت و به چيزي بسته نمي شد، اين آزادگي و رهايي، اين شوريدگي و بي قراري شيفته مان مي كرد. شايد براي همين بود كه خانه اي نداشت و زندگي اش را دو سه بار كامل بخشيده بود. درها را باز كرده بود كه هر كسي هر چه نياز دارد بردارد و برود. يكي يخچال را نياز داشت و يكي فرش را و دوباره حاج آقا بود كه با همراهي بانوي صبور و همراه زندگي اش از نو شروع مي كرد با ميز شكسته اي يا فرش پاره اي.

حاج آقا شد پدر براي همه مان، وقتي خواستيم برويم خواستگاري او را جلوتر فرستاديم و وقتي بچه دار شديم، او در گوش نوزادمان اذان گفت. وقتي خانه اجاره كرديم او به مهماني كوچكمان آمد و وقتي ماشين خريديم او در كنارمان نشست. 

در نرم ريز اشك با او «علي علي مولا» گفتيم و در گرم سوز آه «مكن اي صبح طلوع» را ناله كرديم. در زيارت خورشيد خراسان با او همقدم شديم و در پابوس ماه قم او را همراهي كرديم. كتاب اگر خوانديم با او خوانديم و بحث اگر كرديم با او گفتيم و شنيديم. هم حلقه اتصال و پيوند ما جوانترها بود با بزرگان حوزه و پيران عالم عرفان و معنويت و هم از افتادن به بيراهه هايي چون ادعاي عرفان و سلوك و معنويت بازمان مي داشت كه مردانه مي ايستاد و مي گفت: «آمده ام تا دكان ها و كاسبي ها را تعطيل كنم».
 

در روزگاري كه كمتر كسي «آخوندي» مي كند به معناي پدري و همراهي و همدلي، در روزگاري كه كمتر كسي رها و بي تعلق و بي بستگي است، در روزگاري كه هزار و يك ملاحظه و مناسبت و مراعات در لابلاي هر كلام و نگاه و حرف و حديث هست وجود مردي به نام «محمود امجد» گمشده ما بود.

حاج آقا مال ماست، نه مال كساني كه با هزار و يك فتنه و نيت شوم در پي مصادره اش هستند. حاج آقا مال ماست، نه مال كساني كه تازه از راه رسيده اند. حاج آقا مال ماست نه مال آنها كه دير آمده اند و مي خواهند زود بروند. 

حاج آقا مال ماست و براي همين دلمان مي گيرد وقتي مي بينيم برخي از صفا و سلامتش سوء استفاده مي كنند. براي همين نگران و آشفته مي شويم وقتي مي بينيم چنگال هاي خطرناكشان را براي دريدن آبرو و حرمتش تيز كرده اند. براي همين مي ترسيم وقتي مي بينيم اين پدر و برادر همدل و همراه را مي خواهند از ما بگيرند.

شايد برخي از ديدگاه ها و افكار ايشان را نپذيريم، شايد بعضي مواضع سياسي ايشان را نپسنديم، شايد گاهي سليقه هايمان متفاوت باشد، اما اين همه باعث نمي شود پدري و برادري اين مرد نازنين را فراموش كنيم. اين همه موجب نمي شود قدر و قيمت اين گوهر كمياب را ندانيم، اين همه سبب آن نيست تا از خاطر مان برود كه «به هر الفي الف قدي برآيد».
 
حاج آقا بزرگ اسـت، دوست داشتني است، قيمتي است اما معصوم نيست. ما مريد و نوچه او نيستيم كه او اصلا آمده تا بساط همين مريد بازي ها و نوچه گري ها را به هم بزند. حاج آقا بزرگي است كه ممكن است اشتباهات بزرگ هم بكند و افسوس كه اين روزها عادت كرده ايم همه را معصوم بخوانيم و بدانيم.

حاج آقاي ما قيمتي است و براي همين به او طمع مي كنند، دوست داشتني است و از همين روي به سراغ او مي روند، عزيز است و به همين خاطر برايش نقشه مي كشند، اما هر چه هست حاج آقا مال ماست. بي خود به او طمع دارند و بي جا به او چشم شوم دوخته اند. حاج آقا مال ماست و براي ما خواهد ماند. 

حاج آقاي ما ممكن است عصباني شود ولي هرگز سخني نخواهد گفت كه آسايش دشمن را به دنبال داشته باشد. ممكن است دل نازكش بشكند ولي محال است كلمه اي بر زبان بياورد كه دل دوستان خدا را بيازارد. ممكن است انتقادي بكند ولي هيچ گاه اين انتقاد از مرز اين خانه و اين خانواده بيرون نخواهد رفت.

حاج آقا مال ماست و دل هاي پريشان ما مثل فرشتگان قدسي پيرامون وجود نازنينش مراقب است. حاج آقا مال ماست و دعاهاي هميشه ما مثل ديوارهاي بلند، نام و حرمتش را پاس مي دارند. حاج آقا مال ماست و اشك هايمان، لبخندهايمان، نگاه هايمان مثل زنجيري دل نازنين او را به خاك اين عقيده و باور و تعهد بسته است.

حاج آقا مال ماست، بيهوده خود را معطل نكنيد. او كه هماره زمزمه اش «خدايا چنان كن» ‌بوده است، سرانجام كارش جز  «تو خشنود باشي و ما رستگار» نخواهد بود و... خيالتان را راحت كنم، حاج آقا مال ماست...

ایـــــجاد دیـــدگاه

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری می‌تواند روزه باشد و به ما هم قهوه بدهد و خود هم ننوشد و این امر به خودی خود یک توانمندی و یک نسخه ارزشمند است که این شخص تکیه‌ بر داشته‌های ظاهری و تقوای خودش نداشته باشد و همواره «طریقة‌الشریعت» را منظور کند که می بینیم این موضوع در چه جاهای ظریفی می تواند خود را نشان دهد.

رضا
امیرخانی
نویسنده و منتقد ادبی
essay writing here site essay writing on my classroom i want to write an essay help with biology essays here site buy literary analysis essay write custom research paper write homework write homework writing methodology for dissertation write a research paper if you buy an essay is it plagiarism the essay writing my village writing a good research paper high quality write a report for me site essay writing on my favourite pet essay help flood victims what should i write for my college application essay writing a nursing research paper essays on service marketing help with phd proposal what should i write my profile essay about what to write my essay about buy help you write essay essay essay about service above self