ap world history compare and contrast essay help essay for students of high school what is the best essay writing company link link writing a book critique essay on internet services resume writing services chicago illinois weather big y homework helpline horse help me with chemistry homework buying essays online uk mail buy essays for university of phoenix writing college papers for cash research good essay writing companies رفتن به محتوای اصلی

سه شنبه, 1394/06/31 - 12:14

در عرصه فرهنگ ، دولت ها فقط باید سیاستگذاری کنند.

سخنرانی حجت الاسلام محمد رضا زائری در سنگر اجتماعی با موضوع فعالیت فرهنگی دولتی یا مردمی؟

 

 

حوزه فرهنگ دستوری و فرمایش نیست...

موضوع صحبت در واقع بحث دولتی شدن و دولتی بودن فرهنگ یا خصوصی بودن فرهنگ است و اتفاقاً از حسن تصادف رهبر بزرگوار انقلاب در دیدارشان با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به این موضوع هم پرداختند که اشاره خواهم کرد .

ما قبلاً در جلسات ابتدائی راجع به مفهوم فرهنگ و تعریفی که از این اصطلاح معمولاً به ذهن متبادر می شود صحبت کردیم. من در این جا اشاره ای گذرا به مفهوم فرهنگ می کنم زیرا بحث مهندسی فرهنگی و اصطلاحی که این روزها بیشتر به کار می رود زمانی می شود راجع به آن صحبت کنیم که به یک تعریف مشترک و یا حداقل تا اندازه ای مورد اتفاق از تعبیر و اصطلاح فرهنگ برسیم. وقتی از فرهنگ صحبت می کنیم معانی مختلفی ممکن است وجود داشته باشد که ما در یکی از جلسات ابتدائی راجع به آن صحبت کردیم و من الان وارد آن بخش ها نمی شوم. آن چیزی که امروزه از فرهنگ فهمیده می شود و ما مد نظر داریم مجموعه ای از رفتارها و باورها و نگرش ها و علائق و دلبستگی هاست که عوامل و ریشه هائی دارد. مثل دین به عنوان یکی از خواست گاه های فرهنگ. عرض کردم این تعریف یکی از آن تعاریفی است که بیشتر می توان به آن پرداخت و راجع به آن صحبت کرد. باز هم تأکید می کنم نه می خواهم یک تعریف آکادمیک از فرهنگ ارائه دهم و نه می خواهم در مناقشاتی که در تعریف و اصطلاح فرهنگ هست وارد شوم.

آن چیزی که ما از نحوه زندگی مردم و فضای کلی حاکم بر جامعه می بینیم، فرهنگ گفته می شود. از این که مردی مسن سوار اتوبوس می شود و یک جوانی که روی صندلی نشسته به خودش زحمت نمی دهد از جایش بلند شود تا شخص مسن بنشیند تا این که مردم در میوه فروشی چه طور میوه را می خرند و در پاکت می گذارند و امثال این ها، همه مربوط به فرهنگ است. از چیزهایی مثل تأتر و رسانه و کتاب و مطبوعات گرفته تا فعالیت ها ی فرهنگی و محصولات و تولیدات فرهنگی، مجموع این ها حوزه فرهنگ را شکل می دهد و به همین دلیل است که پیدا کردن یک تعریف جامع از فرهنگ تقریباً غیر ممکن است و یکی از موضوعاتی که درتعریف اش به اتفاق نظری نمی شود رسید همین بحث فرهنگ است .

این را به این جهت عرض کردم که ببینیم آیا می شود چنین حوزه گسترده و متنوع و متناقض نمایی را مدیریت و مهندسی و سازماندهی کرد یا نه؟

از یک جهت مهندسی کردن این حوزه بسیار دور از ذهن است به دلیل این که ما با یک مضمون و حوزه صرفاً مادی روبرو نیستیم البته فرهنگ عناصر مادی هم دارد به طور مثال مجسمه ای که در سر چهارراه قرار دارد یک عنصر مادی است، کالای فرهنگی که تولید می شود یک عنصر مادی است، بازی های کامپیوتری و کتاب و مجله عناصر مادی هستند ولی حوزه های این ها صرفاً مادی نیست. در حوزه فرهنگ معلم وقتی به سر کلاس می آید احساسی که دارد روی مخاطب و دانش آموزش تاثیر دارد. در حوزه فرهنگ سخنران که بالای منبر می رود حال و روحیه ای که دارد روی مخاطب اثر دارد. در حوزه فرهنگ نگاه و عکس العمل های سخنران روی مخاطب تاثیر دارد. حوزه فرهنگ صرفاً مادی نیست. لذا به این معنا وقتی به خصوص شما با مخاطب روبرو می شوید این گونه نیست که هر چه شما بگویید مخاطب بپذیرد. به طور مثال در همین ایران خودمان نگاه کنید ایرانی ها مردمی هستند که به راحتی زیر بار هر چیزی نمی روند، این گونه نیست که بگویید تصمیم می گیریم و باید بشود. لذا خود رهبر انقلاب بحث سبک زندگی که پیش آمد مکرر راجع به این موضوع صحبت کردند که حوزه فرهنگ و سبک زندگی حوزه فرمایشی و دستوری نیست. تجربه رضاخان در کشورمان در مورد حجاب این موضوع را کاملاً روشن می کند.

 

در هیچ کجای دنیا نهاد حاکم نسبت به موضوع فرهنگ بی اهمیت نیست

عرض من این است که به هر حال وقتی از مهندسی فرهنگی حرف می زنیم با یک موضوع و حوزه ای سر و کار نداریم که هرگونه دل مان خوست رفتار کنیم! حوزه فرهنگ حوزه ای بسیار حساس و ظریف و متنوع و ویژه است و بخش هایی از آن اصلاً ناشناخته است.

دو نکته در این میان هست و این که گاهی افراط می شود و گاهی تفریط.

نکته اول این که بعضی ها به شکل افراطی حوزه فرهنگ را قابل مهندسی و فرمایشی و دستوری از سوی دولت می دانند و مثلا ً می گویند در این حوزه وقتی تصمیم به عملی گرفته شد باید حتماً اتفاق بیافتد! این شیوه عملی نیست یعنی دخالت دولت و یا نهاد حاکم به این معنا عملی نیست و اگر فرض کنیم که نهاد حاکمی بتواند تحمیلی و به زور فرهنگ را مهندسی کند حتی اگر چنین چیزی ممکن هم باشد صحیح و مؤثر نیست و اگر هم تأثیر گذار باشد تأثیرش کوتاه مدت است و جنبه تفریطی آن این است که فکر کنیم باید موضوع را رها کنیم و فکر کنیم فرهنگ چیزی نیست که دولت در آن وارد شود. مثل بعضی از جریان های روشنفکری و ضد دینی و ضد انقلابی که حاکم است و حوزه فرهنگ را جدا از دین و دولت معرفی می کنند. در هیچ کجای دنیا این موضوع اساسی و حساس را رها نمی کنند. کجای دنیا سراغ دارید که مثلاً بگویند هر نهاد یا سازمانی هر کاری دلش خواست بکند! اتفاقاً تمام دنیا در مورد عناصر فرهنگی مد نظرشان به شدت اصرار دارند. حالا شیوه های آن که موضوع بحث ما نیست بماند. که در این شیوه ها چطور به شکل اثرگذار و جذاب و عمیق بنیان های فکری و فرهنگی مد نظر خودشان را به مخاطب منتقل می کنند بدون این که حتی مخاطب متوجه شود. به تعبیر یکی از دوستان در حوزه رسانه و ارتباطات بدون این که متوجه باشید شما را به راه خاصی هدایت می کنند. به طور مثال برای شما عرض می کنم تبلیغ فلان نوشابه را در مترو جایی قرار داده اند که مترو از تونل دارد خارج می شود و ناخود آگاه همه چشم شان سمت نور است و بعد آماری که گرفتند به این نتیجه رسیدند که بیشترین فروش نوشابه در دکه ها و فروشگاه های نزدیک مترو است!

اتفاقی که در حوزه فرهنگ می افتد این است که ما بدون این که بخواهیم روی ما اثر می گذارد .

این را عرض می کردم در هیچ کجای دنیا نهاد حاکم نسبت به موضوع فرهنگ بی اهمیت نیست، اتفاقاً در بعضی کشورهایی که ما فکر می کنیم مهد آزادی است در استقرار فرهنگ مورد نظرشان به هیچ وجه کوتاه نمی آیند. در کشوری مثل آمریکا دولت رسماً به فیلم ساز و شبکه تلویزیونی بخش نامه می دهد! در خبری خواندم که یکی از چهره های مشهور هالیوودی در یکی از مراسم کروات نزده بود و به طور جدی با او بر خورد کردند یا اگر می خواهند فرهنگی را حاکم کنند از هیچ کوششی دریغ نمی کنند به طور مثال همین کتاب های آموزش زبان انگلیسی که یکی از شاخص ترین نمونه های انتقال فرهنگ درحین آموزش زبان است. حالا اگر در جمهوری اسلامی یک فیلم ساز خودش را متعهد کند که در مورد عاشورا فیلم بسازد می گویند سفارشی کار می کند! می گویند این کارها دولتی است!

 

تأکید اهل بیت علیهم السلام این بوده که خودِ مردم در حوزه فرهنگ فعال شوند

عرض من این است بدون این که بخواهیم ارزش گذاری کنیم در حوزه انتقال و تدبیر و مهندسی فرهنگ، آن تلقی افراطی غلط است که فکر کنیم دولت قرار است به شکل حاکمیتی وارد این حوزه شود، که نه عملی است و نه درست و مؤثر است. اگر قرار است مهندسی فرهنگی انجام شود اولاً: این کار اعتدال و منطق و روالی دارد که ابزار و شیوه خودش را نیاز دارد، وسیله و شیوه اش فیلم و رسانه و نهادهای واسطه است. ثانیاً: حوزه ای که دولت در آن دخالت می کند حوزه محدودی است، الان در خیلی از کشورهای دنیا حاکمیت فقط وارد سه حوزه می شود یکی امنیت است، دیگری بهداشت که حقیقتاً نمی شود آن را به بخش خصوصی واگذار کرد و سوم آموزش است و در مورد حوزه آموزش به نظر من لااقل اشخاصی که در حوزه فرهنگی قرار است جدی تر از دیگران مطالعه و فعالیت کنند باید به آن توجه داشته باشند. توجه به اتفاقاتی که به ویژه در این سال های اخیر افتاده است. ما بدون این که بخواهیم شعار فرزند کمتر زندگی بهتر در زندگی های مان شکل گرفت، بدون این که بخواهیم دانشگاه آزاد شکل گرفت، بدون این که بخواهیم مدارس غیر انتفاعی به وجود آمد، در زمان خاصی پسر وزیر و وکیل یک وزارتخانه در کنار پسر رفتگر محله در یک مدرسه در یک کلاس کنار هم درس می خواندند ولی امروزه نه تنها آموزش ما رایگان نیست بلکه در اختیار خیلی ها قرار نمی گیرد!

گرچه اسلام تقریباً جز دوره هایی خاصی مثل پنج سال حکومت امیرالمومنین (علیه السلام) فرصت حاکمیت پیدا نکرده و اگر در منابع جستجو کنیم که ببینیم مثلاً اسلام آیا در مورد گسترش اجباری حجاب مدلی دارد یا نه؟ آیا در مهندسی فرهنگی حاکمیتی عمل کرده یا نه؟ نمونه هایی عینی زیادی نمی یابیم ولی در همان دوره کوتاه مدت که بنگریم می بینیم امیرالمومنین (علیه السلام) بیشترین کاری که می کند در بازار ترازوی گران فروشان را چک می کند، چند مورد پیدا می کنید که به طور مثال حضرت مساجد و مدارس را کنترل کرده باشد؟

حاکمیت دنبال این است عدالت اجرا شود چون اگر عدالت اجرا شد بقیه چیزها در ست می شود و ما متاسفانه عدالت را رها کرده ایم. حاکمیت در حوزه فرهنگ دخالت زیادی ندارد ولی وقتی به همان شیوه حکومتی امیر المومنین (علیه السلام) نگاه می کنیم می بینیم که خطوط کلی را حضرت ارائه می دهد. یعنی وقتی دقت کنید می بینید مواردی هست در دستورات دینی ما که به آن توصیه شده مثل تعلیم قرآن، نشر حدیث، مثل برپایی مجالس روضه خانگی. این ها همه مربوط به فرهنگ است یعنی تأکید آن بزرگواران این بوده که خود مردم در این حوزه ها فعال شوند یا مثلاً در حوزه اقتصاد که بحث کردیم. فرهنگ وقف یکی از اساسی ترین مدل هایی است که اسلام برای حفظ و تأمین اقتصاد و تأمین بودجه فعالیت های فرهنگی تعریف می کند. در طول تاریخ اسلام نهادهای علمی، کتابخانه ها، حوزه های علمیه و بیمارستان های بزرگ مساجد و حسینیه ها و هیئت ها همه توسط مردم اداره شده است. آن چیزی که در دستورات دینی به آن تأکید شده حضور پررنگ و مستقیم مردم در این فعالیت ها به دلیل احساس وظیفه و مسئولیت شرعی است. اجازه دهید در این مورد به سخنرانی رهبری اشاره کنم ایشان در یکی از سخنرانی های شان ذکرکردند: "انسان مسلمان چون در دیدگاه دینی خودش را مسئول می داند نمی تواند نسبت به حوزه فرهنگ بی تفاوت باشد چون انسان مسئولیت دینی و تبلیغی  می کند و خودش را مأمور می داند." البته  برای این که در فعالیت های مردم در کارهای فرهنگی هرج و مرج پیش نیاید ملاک علما هستند، چون ممکن است این سوال پیش بیاید که اگر هر شخصی احساس وظیفه کرد و هر کاری دلش خواست و هرجوری که خواست آن را انجام داد آشفتگی پیش می آید. آن وقت باید چه کرد؟ برای هدایت و نظم بخشیدن به فعالیت های مردمی، ملاک و شاخص مردم عالم دینی است. در آن صورت مردم باید دقت کنند که علما چه می گویند. رهبر انقلاب در ادامه سخنرانی شان گفتند: "بنابراین ما مسئولیت شرعی داریم، مسئولیت قانونی داریم در قبال فرهنگ کشور، فرهنگ عمومی کشور. فرهنگ به مردم متکی است این همه مجالس عزاداری این همه مجالس سخنرانی این همه انجمن ها ی ادبی این همه انجمن های علمی این ها را کِی اصلاً دولت ها می توانند به وجود بیاورند؟ کجا ممکن است این همه نمازهای جماعت، این همه کارهای گوناگون فرهنگی که در سطح کشور انجام می شود. اگر فرض کنیم که دولت ها بخواهند این کارها را انجام دهند نمی توانند انجام دهند"

 

 

 

 

 

 

بخش دوم

پرسش و پاسخ

 

کلیپی که پخش شد و خلاقیتی که در این مورد به کار برده شده بود که با روش غیر مستقیم مرد م را به انجام کاری تشویق کنند در حوزه سرگرمی بود ولی در خیلی از حوزه ها همین گونه است یعنی در حوزه مسائل فرهنگی ظرفیت هایی داریم که به شکل غیر مستقیم بدون اینکه مخاطب متوجه شود می توانیم کاری کنیم که هدف ما را به انجام برساند البته این نکته را هم عرض کنم که وقتی ما می گوییم کار غیر مستقیم و اثر غیر مستقیم به این معنی نیست که همیشه همین شیوه حاکم باشد در مواردی نیاز به کار و تبلیغ مستقیم است اینجور نیست که ما بگوئیم تابلوی ورود ممنوع نصب نمی کنیم  یا به طور مثال وقتی می خواهیم احکام شرعی را  آموزش دهیم این مورد را که دیگر نمی توان غیر مستقیم گفت چنین مسائلی آموزش مستقیم نیاز دارد در جاهایی رویکرد و برخورد مستقیم لازم است و در جای دیگر رویکرد غیر مستقیم. مهم این است که تشخیص دهیم در چه مواردی غیر مستقینم عمل کنیم و در چه مواردی مستقیم.

  • جناب آقای زائری سوالی که از حضورتان داشتم البته شما در حین صحبت هایتان تلویحاً به آن اشاره کردید ولی در جهت روشن تر شدن موضوع عرض می کنم :به هر حال یک مکتبی که نگاه علمی  هم دارد و معتقد است که فرهنگ اساسا مهندسی پذیر نیست و آنچه که ما تحت عنوان مهندسی فرهنگی ذکر می کنیم شاید یک توهم بیشتر نباشد و شواهد علمی دقیقی هم پیرامون موضوع هست و اینکه فرهنگ چه بخواهیم چه نخواهیم برخاسته از دل مردم است و حکومت ها نقش چندانی در آن ندارند. سوالی که دارم این است که آیا فرهنگ اساسا مهندسی پذیر هست یا نه و نکته بعدی اینکه اگر فرض کنیم فرهنگ مهندسی پذیر است مهندس این فرهنگ کیست آیا دولت است یا سازمان های مردم نهاد و تشکل ها یا تک تک افراد جامعه ؟

 

البته  نکته  ای را باید توجه داشت و اینکه موضوعی مثل فرهنگ که سالها و ماهها در موردش باید صحبت کرد طبیعتاً نباید انتظار داشته باشیم که در موردش در زمان کمی نتیجه گیری کنیم و حکم صادر نماییم پاسخی که من الان می خواهم ارائه کنم در واقع جای آن بحث های طولانی و عمیق را نمی گیرد ولی سوالی دارم از همان دوستانی که اتفاقا بسیار عالمانه و با تامل و به طور جدی ادعا می کنند که فرهنگ مهندسی پذیر نیست . بنده می پرسم اگر به طور مثال ما مدتی در مورد رنگ آبی یا هر رنگ دیگری در جامعه فیلم بسازیم تبلیغ کنیم و طوری القا کنیم که همه از این رنگ  بدشان بیاید آیا بعد از این جریان افراد از این رنگ استقبال می کنند مسلما آمار پایین می آید .یا به طور مثال در زمانی که سریال ستایش از تلویزیون پخش می شد ثبت احوال آمار داد که تعداد زیادی از خانواده ها همین نام را روی فرزندانش.در مورد همین مثال ما قبول داریم که نام گذاری یکی از حوزه های جدی فرهنگ است شما اگر دقت کنید می بینید خیلی وقت ها جریان های فرهنگی به طور گسترده در زندگی مردم تاثیر می گذارند.

   

  • آقای زائری عذر خواهی میکنم نکته ای که هست این است : درست است که فرهنگ تاثیر پذیر است ما می توانیم بر فرهنگ تاثیر بگذاریم ولی وقتی می گوییم مهندسی فرهنگی اساسا اینطور برداشت می شود که منظور ما این است که در آینده ساختار و ساختمانی از فرهنگ ساخته خواهد شد لطفا در این خصوص توضیح دهید

 وقتی می گوییم مهندسی فرهنگی نه منظورمان این است که به قول شما ساختمانی برای فرهنگ تا ابد ساخته شود و نه منظورمان این است  که می توان ادعا کرد  اصلا فرهنگ هیچ گونه تاثیری نمی پذیرد .در واقع من فکر می کنم که باید  حوزه میانی  و متعادل را در این مورد دنبال کنیم در این حوزه میانی عوامل و عناصر و ابزار و شیوه  هایی زیادی برای اثر گذاشتن   درباورها و نگرش های مردم و به عبارتی فرهنگ مردم  وجود دارد از تبلیغات بازرگانی گرفته تا فیلم های سینمایی و ...  نمونه هایی است که در باورها و نگرش های مردم کاملا تاثیر گذار است مثال دیگری برای شما عرض می کنم اگرامروزه در فضای عمومی کشورمان در مورد انرژی هسته ای سریال بسازیم فیلم سینمایی تولید کنیم گزارش پخش شود تابلوی تبلیغاتی طراحی کنیم که انرژی هسته ای قرار است برای رسیدگی به بیماران در رشته های خاص پزشکی باشد و بعد اگر اعلام شود ایران در صدد تقویت انرژی هسته ای است یک نگرش به وجود می آید و اگر از طرف دیگر هم کاری که تبلیغات غربی ارائه می دهند و از ایران و انرژی هسته ای  خشونت و موشک  و بمب و فعالیت نظامی نشان می دهند نگرش کاملا متفاوتی به وجود می آید

  • سوال پرسیده اند اگر مردم و دولت باید در حوزه فرهنگ با هم همکاری کنند مشکل اینجاست که ممکن است گاهی مردم راهی را به خطا بروند و دولت باید وارد عمل شود ولی از سوی دیگر اگر دولت در حوزه هایی خطا کرد آن موقع وظیفه مردم چیست ؟

من فکر می کنم که اگر تقسیم بندی کار بین حوزه های دولتی و شبه دولتی درست انجام شده باشد به این معنا که حوزه فعالیت های نهادهای دولتی و شبه دولتی شامل سه فعالیت 1-سیاست گذاری و قانون گذاری 2-هدایت و حمایت3 -نظارت و کنترل باشد این قبیل مشکلات قابل حل است به طور مثال اگر  در حوزه فرهنگی  دولت چنین سیاستی را پیش گیرد که فیلم هایی ساخته شود که کانون خانواده را تقویت کند این نمونه ای از سیاست گذاری دولت است دولت در اجرا وارد نمی شود قرار نیست دولت خودش فیلم بسازد ما یکی از مشکلاتمان این است که نهادهای دولتی و شبه دولتی خودشان بخش های اجرایی دارند.من معتقدم کارهای اجرائی باید واگذار شود به مردم و بخش خصوصی اما  دولت باید سیاست گذاری کند ، به طور مثال دولت هدفها را تعیین کند و اجرای فعالیتها در آن راستا باشد . به طور مثال ترویج ادب و استحکام خانواده در فیلمهای تلویزیونی  که این نیز یک سیاست گذاری است. دوم حمایت : به طور مثال دولت اطلاع رسانی می کند می گوید فیلمی از طرف دولت حمایت می شود که ارزشهای خوب را در جامعه تقویت کند . و حوزه سوم حوزه نظارت و کنترل که در واقع اگر مردم خواستند به خطا بروند دولت نظارت کند ولی در اجرا نه ، حالا متقابلاً اگر این تقسیم کاری که عرض کردم درست صورت گرفته باشد نهادهای مردمی آنقدر قدرت دارند که جلوی سیاست گذاری غلط دولت را هم بگیرند. ما چون تقسیم کار درستی انجام نداده ایم همه چیز به هم می ریزد وقتی همه کارهای اجرائی را دولت انجام دهد نهادهای مردمی تقویت نمی شوند که بخواهند اثرگذار باشند. اما اگر در حوزه اجرائی دولت وارد نشد و کار سیاست گذاری انجام داد نهادهای مردمی هم قدرت پیدا می کنند یا از طریق مطبوعات یا نماینده مجلس یا تبلیغات آزاد یا از طریق انجمنهای صنفی و ... می توانند در سیاست گذاریهای دولت اثرگذار باشند.

  • سؤالی که عموماً پرسیده اند این است که ما به عنوان فعال فرهنگی چه باید انجام دهیم ؟

اولین چیزی که باید انجام دهیم این است که در این دوره آموزشی ، خوب آموزش ببینیم.این آموزش مانند یک فرآیند است با این جلسات با مطالعه ، با کار و تلاش با فکر کردن و مباحثه این فرآیند شکل می گیرد که ممکن است زمان ببرد و طول بکشد . نکته دوم اگر یک روزی شدید مدیر فرهنگی به خوتان گوشزد کنید که قرار نیست شما صرفا مجری باشید قرار است کار شما تسهیل امور باشد.

  • آقای زائری یکی از دغدغه هایی که مخصوصاً در سطح دولتی بیش تر قابل مشاهده است این است که دانش و تخصص بین سطحی که یک فعال فرهنگی باید کار بکند در رده های  مختلف مشخص نیست البته در سطح عالی اشخاصی نه به طور کامل ولی در سطوح دیگر افرادی که برای فعالیت در این حوزه وارد می شوند آنجور که باید تخصص و تجربه ندارند ، می خواستنم نظرتان را در این خصوص بدانم؟ .

حرف شما درست است  ، من کاملاً با شما موافقم ، البته این را عرض بکنم دلیلش این است که حوزه فرهنگ مثل حوزه علوم انسانی حوزه ای خاص و متفاوت است ، در اول بحث هم به این نکته اشاره کردم لذا در حوزه فرهنگ یکی از مشکلات ما همین است و از طرف دیگر متأسفانه خیلی اوقات نهادهائی که بودجه دارند آنها تصمیم می گیرند مثلاً بودجه در اختیار نهاد خاصی هست ولی به دلایل غیر قابل قبول یا به دلایل کاملا شخصی در اختیار متخصصان قرار نمی گیرد .

  • آیا تفکیکی برای تقسیم بندی تخصصها و دانش مورد نیاز وجود دارد ؟

در بعضی حوزه ها بله..

  • سؤالی که دارم از حضورتان شاید پیرامون صحبت رهبری باشد و آن هم بحث فرهنگ نخبگانی است . اشاره ای  که کردند در حوزه های مختلف و این موضوع در کشور ما مغفول است و به خصوص تجربیاتی که در کشورهای دیگر هست و خیلی خوب در این زمینه کار می کنند با توجه به اینکه  این فرهنگ نخبگانی است  که جامعه را جهت می دهد لطفا در این خصوص توضیح دهید؟

همیشه در هر جامعه ای این نسبت وجود دارد  اگر ما نموداری از فراوانی جمعیت در هر حوزه ای بخواهیم   رسم کنیم ،  مثلاً فرض کنید در مورد التزامات دینی این کار را انجام دهیم . یک حداقلی هستند از مردم که هیچ التزام دینی ندارند و یک گروه حداقل هم در طرف دیگر هستند که خیلی مومن و متدین هستند.  این دو طیف حداقل اند ، به طور مثال اگر جامعه ایران را بخواهیم در نظر بگیریم ( البته این آمار علمی نیست ) این طیف وسط هستند که حداکثر اند ، عموم جامعه در این طیف وسط قرار دارند.اصولا در هر حوزه ای به همین صورت است و اگر دقت کنیم می بینیم که در انتهای طیف که نخبه ها و آدمهای خاص هستند و حداقل اند این طیف معمولاً روی بقیه اثر گذارند و در اکثر دنیا سرمایه گذاری می کنند که این طیف را جهت بدهند برای اثرگذاری روی بقیه جامعه..

  • سؤال دارم وقتی حرف از حکومت دولت می شود و کار فرهنگی که دولت انجام می دهد یکی از مشکلات اصلی ضعف مدیریت است که در دولت حاکم است ، سؤالی که دارم این است : وقتی صحبت از مدیریت فرهنگی می شود و این نیروی انسانی که قرار است در کشور مدیریت کند آیا وجود ندارد یا اگر هست چرا از این ظرفیت استفاده نمی شود ؟ ما مدیری که بتواند کار فرهنگی انجام دهد داریم یا نه  ؟

فرمایش شما که ضعف مدیریت هست درست است ، کاری که نهادهای مردمی می توانند بکنند این است که اگر مطالبه ی جدی بین مردم باشد طبیعتاً در فضای مدیریتی افرادی می توانند جایگاه مدیریتی را کسب کند که توانمندیهای بیشتری در این حوزه داشته باشند ولی به هر حال ما هر کاری کنیم یک نسبتی از ضعف مدیریت وجود دارد مدیریت یک توان و استعدادی است که در هر شخصی نیست مخصوصاً در حوزه فرهنگ با ظرافتها و حساسیتهای خاصش مدیریت قوی داشتن یک مقداری سخت  است ، مخصوصاً ما که در فضای عمومی خودمان  مدیریت را بیشتر کار کردن فرد می دانیم در حالی که اینگونه نیست ، مدیر توانمند مدیری است که بتواند ده نفر را خوب اداره کند و در جای خودشان از آنها استفاده کند نه اینکه جای ده نفر کار کند .

  • تعدادی سؤال داشتیم در پیرامون این نکته که شما فرمودید کار فرهنگی نباید دولتی باشد و دائماً نباید اصرار و پافشاری کرد و در جای دیگر اشاره کردید که غربیها در این مورد پافشاری می کنند ، علی ظاهر حضار فکر کرده اند که تناقضی در این میان هست اگر توضیح بیشتری بفرمائید ممنون می شویم .

نکته ای که اشاره کردم این بود که افراط و تفریط در این قضیه هر دو خطرناک است نه میتوانیم بگوئیم که نهادهای  حاکمیتی می توانند در همه حوزه های فرهنگی دخالت کنند که نمونه ی بارزش شوروی کمونیستی بود که بالاخره دچار فروپاشی شد و نه می توانیم  بگوییم دولت این حوزه را رها کند و بگوئیم فرهنگ به دولت ربطی ندارد ، بحث ما این است که نه افراط درست است و نه تفریط ، میانه روی و اعتدال بین این دو این است که از یک طرف ما دولت را به عنوان سیاست گذار و قانون گذار و برنامه ریز برای تبیین و ترویج ارزشهای فرهنگی قبول کنیم و از آن طرف بپذیریم که ابزار و شیوه هائی خاصی برای فعال کردن حوزه های مردمی و نهادهای خصوصی  وجود دارد یعنی قرار نیست دولت در حوزه اجرا درگیر شود به طور مثال در آمریکا اگر دولت بخواهد یک ارزش فرهنگی را تبلیغ کند یا جریان خاصی را به وجود آورد  مجری این طرح هالیوود یا CNN است اینگونه نیست که خود دولت وارد حوزه اجرائی شود ..

  • سؤال دیگری که پرسیده اند در مورد رویکرد اسلام به کار فرهنگی است که آیا اسلام به طور مطلق رویکردش فعالیت فرهنگی است که غیر مستقیم است یا اینکه هر دو رویکرد  مستقیم و غیر مستقیم را در کنار هم دارد ؟

اتفاقاً بحث مهمی است. عرض کردم از یک طرف تبلیغ مستقیم داریم و کار فرهنگی مستقیم و هم فعالیت غیر مستقیم این رویکرد هم در دستورات دینی ما هست و هم در کشورهای دیگر با  نظام های غیر اسلامی.در جاهائی کار مستقیم لازم است و در جاهائی برای اثرگذاری بیش تر رویکرد غیر مستقیم اجرائی می شود و از ظرفیت ها استفاده می شود .

·         چند سؤال هم پیرامون فرهنگ ایران و مردم ایران است که در ابتدای صحبت اشاره گردید که فرمودید فرهنگ مردم ایران فرهنگی خاص است ، سؤال کرده اند که چرا غربی ها و یا دشمنان ما با اینکه شاید شناخت دقیقی از مردم ایران ندارد ولی ا در  تأثیرگذاری روی فرهنگ ایرانی خیلی موفق تر از خود ما ایرانیها هستند و دیگر اینکه به نظر شما چه نکاتی مهم است که ما باید در فعالیتهای فرهنگی مد نظر داشته باشیم که فکر می کنید ویژگی مخاطبان خاص ایرانی است ؟

سؤالی دارم؟ مگر می شود غرب جنس ایرانی را نشناسد و روی مخاطب ایرانی کار کند .چند سال است که در دانشگاههای اروپایی و آمریکایی شرق شناسی وجود دارد رشته های خاص علمی و مطالعاتی تخصصی و دقیق و کار جدی انجام می شود . اینگونه نیست که غربیها روی این موضوعات کار نمی کنند ، جاسوسان زیادی  بوده که در جریان جنگهای جهانی اول و دوم در لباس و پوشش های ناشناس سالها در همین ایران و بین مردم زندگی می کرده اند . اشخاصی که زندگی شان را برای این کار گذاشته اند و موارد دیگری از افشای جاسوسی ها بیانگر این موضوع است که دشمنان جنگ نرم به هیچ عنوان برای شناختن مخاطبان خود  بی کار ننشسته اند و مجدانه کوشش می کنند .

·         خواهش کرده اند در حوزه مهندسی فرهنگی و فعالیت های فرهنگی اگر منابعی را معرفی کنید؟

 الان چیزی در خاطرم نیست ولی متأسفانه مشکلی که ما داریم این است که در این حوزه  منبع زیادی نداریم ، منابعی هم که هست پراکنده اند . آخرین کتابی که  خواندم نوشته آقای دکتر ایوبی است که ایشان در حال حاضر رئیس سازمان سینمائی کشور هستند. ایشان  درپاریس رایزن جمهوری اسلامی ایران بودند و خاطرات آن دوران ایشان  در کتابی به اسم « 1970 روز در شماره ششم ژان بارت » منتشر شده است .ما متأسفانه در این حوزه کتاب زیادی نداریم امیدواریم از  عزیزان ناشری که به تازگی در این حوزه فعال شده اند  اقدامات خوبی انجام گیرد. یکی از این کتابها کتابی است که ترجمه متن عربی است و ده سال پیش منتشر شد و الان در بازار نیست به اسم « مدیریت و رهبری در تشکل های اسلامی »  که خبر دارم به تازگی در حال چاپ مجدد است .ولی در کل کتاب مستقلی که جامع باشد وجود ندارد .

تاریخ سخنرانی

21/9/92

ایـــــجاد دیـــدگاه

زبان آثار حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری اصلاح اجتماعی است و مسیرش مسیری بوده که دیگران پیمودند و او وامدار آنها است. یعنی او مسیری را که سیدجمال شروع کرده ، پیموده و تأثیرپذیر از روحانیون قدیم است.

حسام الدین
آشنا
استاد دانشگاه و کارشناس رسانه
essay writing here site essay writing on my classroom i want to write an essay help with biology essays here site buy literary analysis essay write custom research paper write homework write homework writing methodology for dissertation write a research paper if you buy an essay is it plagiarism the essay writing my village writing a good research paper high quality write a report for me site essay writing on my favourite pet essay help flood victims what should i write for my college application essay writing a nursing research paper essays on service marketing help with phd proposal what should i write my profile essay about what to write my essay about buy help you write essay essay essay about service above self