ap world history compare and contrast essay help essay for students of high school what is the best essay writing company link link writing a book critique essay on internet services resume writing services chicago illinois weather big y homework helpline horse help me with chemistry homework buying essays online uk mail buy essays for university of phoenix writing college papers for cash research good essay writing companies رفتن به محتوای اصلی

دوشنبه, 1394/08/11 - 17:09

خودمان را جای مخاطب قرار دهیم.

سخنرانی در سنگر اجتماعی

 

به اقتضای شرایط و به اقتضای مخاطب، خود را با شرایط سازگار می کنیم

فکر می کنم با دوستانی که در جلسات قبل حضور داشتند و بحث را در خدمت شان بودیم، مقدمه مشترکی داریم و آن مقدمه و نقطه اشتراک دیدگاه های ما این است که در کار فرهنگی یک رسالت و مأموریت احساس می کنیم، هدف و مبنای ثابتی داریم، اما تحقق آن هدف و مبنا و رسیدن به آن و اجرای آن مأموریت در شرایط مکانی و زمانی متفاوت، اقتضائات خودش را دارد. مثل پدر و مادری که هدف شان تربیت فرزند است ولی گاهی با جدیت و تندی و در مقطع زمانی دیگری با محبت و ملایمت با فرزندشان برخورد می کنند."

درشتی و نرمی به هم در به است                           

چو فاصد که جراح و مرهم نه است " (1)

در کار فرهنگی هم همین گونه است. هدف و مبنای ما مشخص است. هدف ما دعوت مردم به سمت خداست، هدف و مبنای ما ابلاغ رسالت الهی است، هدف و مبنای ما مقابله با توطئه دشمن است، تربیت و انسان سازی است. اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که مخاطب ما در هر شرایطی اقتضائاتی دارد. به طور مثال در سال 70 یک جور باید با مخاطب برخورد کرد و در سال 92 جور دیگری. کار جدید آقای حامد زمانی که اجرا شد با نام " گزینه ها روی میز " رهبر انقلاب کار را دیده بودند و با لبخند فرمودند این کار "مرگ بر آمریکای سال 92" بود. ما در سال 57 یک جور می گفتیم مرگ بر آمریکا، امروزه ممکن است برحسب شرایط جور دیگری باشد. به طور مثال آقای دکتر سید محمد مرندی شخصی است که در دوران جنگ و در جبهه ها حضور فعال داشت، جانباز هم شد، ولی الان جزء معدود کسانی است که در شبکه های ماهواره ای با تسلط از آرمان های نظام جمهوری اسلامی دفاع می کند، رئیس دانشکده و استاد دانشگاه هم هست.

مأموریت و مبنای ما ثابت است اما به اقتضای شرایط و به اقتضای مخاطب، برای تحقق هدف و آرمان، خود را با شرایط سازگار می کنیم. البته باید این نکته را اشاره کنم که چهار چوب ها و خط قرمز های ما کاملاً معلوم و مشخص است. نمی توانیم بگوییم باید به هدف مان به هر قیمتی برسیم. هدف ما نباید جذب مخاطب به هر قیمتی باشد. ما ارزش ها و آرمان هایی داریم که باید بر مبنای آن ها حرکت کنیم. برای ترسیم چهره ای زیبا از جمهوری اسلامی، حد و مرز ها و چهار چوب های شرعی ما مشخص است و باید آن ها را در نظر داشته باشیم. به طور مثال زمانی پیامبر اسلام(صلی ا... علیه و آله) در شرایطی بودند که نیاز شدیدی حتی به یک نفر نیرو داشتند، گاهی می شد جمعیت چند صد نفری از قبیله های مختلف خدمت پیامبر(صلی ا... علیه و آله) می آمدند و می گفتند ما آمده ایم با شما بیعت کنیم به شرط این که نماز را از ما نخواهید! پیامبر با صراحت می فرمودند نه، مثال دیگری برای تان نقل کنم، در یکی از جنگ ها دو نفر خدمت پیامبر آمدند، گفتند از مسیری که می آمدیم مشرکان راه را بر ما گرفتند و فهمیدند که ما می خواهیم نزد شما بیاییم، برای  نجات خود با آن ها عهد بستیم و از ما پیمان گرفتند که به لشکر مسلمین ملحق نشویم، ولی ما نزد شما آمدیم، پیامبر(صلی ا... علیه و آله) فرمودند چون با آن ها عهد بسته اید، برگردید! حتی به عهد با مشرک هم نباید خیانت کنید! شخص دیگری در یکی از جنگ ها نزد پیامبر(صلی ا... علیه و آله) آمد و گفت: یا رسول الله درحالی آمدم که مادرم از ناراحتی گریه می کرد، پیامبر(صلی ا... علیه و آله) فرمودند برگرد و مادرت را شاد کن بعد به جنگ بیا. این نمونه ها در سیره پیامبر(صلی ا... علیه و آله) قابل تأمل است. ما مبنا و چهارچوب های مان  ثابت و مشخص است، رسالت و هدف مان مشخص است، اما تحقق آن به هر قیمتی نباید باشد.

 

در کار فرهنگی باید خود را جای مخاطب قرار دهیم

تأکید روی اقتضائات و شرایط مکانی و زمانی به این جهت است که این دو عنصر خیلی مهم هستند و خیلی از عناصر دیگر تابع این دو عنصر است. خیلی از تحولات اجتماعی کاملاً تابع زمان است، خیلی از مسائل روانی و شخصی و فردی تابع مکان است، به همین علت است که بر اساس مکان خیلی مسائل تعریف می شود. انسان ها بر اساس مکان زندگی خصوصیات شان فرق می کند، به طور مثال شخصی که در کویر زندگی می کند و با سختی در زمین قنات حفر می کند تا به آب برسد، یک سری خصوصیات به جهت روانی و شخصیتی پیدا می کند و شخصی که در جنگل و در کنار رودخانه زندگی می کند، خصوصیات دیگری. امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند: فرزندان خود را براساس شرایط زمان و روزگار آن ها تربیت کنید، زیرا آن ها برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.(2)

امیرالمؤمنین(علیه السلام) وقتی برای خرید لباس همراه غلام شان قنبر به بازار رفته بودند، دو پیراهن خریدند، حضرت پیراهن بهتر را به قنبر داد و فرمود تو جوان هستی و احساسات وتمایلات جوانی داری.(3) طبیعی است که یک جوان اقتضائات دوران جوانی اش چیزهای خاصی را ایجاب کند، قرار نیست ما حتی وقتی می خواهیم برای پوشش اسلامی  و حجاب طراحی و سیاست گذاری کنیم، پوشش و حجاب یک دختر جوان را همان طور ببینیم که حجاب یک خانم 60 ساله را در نظر می گیریم، مسلماً باید اقتضائات و شرایط و تفاوت ها را درنظر بگیریم. یکی از ایرادهای کار ما این است که این ملاحظات را در نظرنمی گیریم. قرار نیست رساله توضیح المسائلی که پدر بزرگ های ما از آن استفاده کرده اند همان برای نسل آینده کاربرد داشته باشد، مسائل جدید را باید برحسب شرایط مکانی و زمانی لحاظ کنیم. دیکشنری آکسفورد هر ساله به روز می شود. به طور مثال واژه ی وبلاگ را باید اضافه کنیم و واژگان دیگری که کاربرد امروزی ندارد باید حذف شوند. ولی رساله توضیح المسائل ما با همان ادبیات قبلی است، این مسأله ایرادی ندارد ولی بارها دوستان به من گفته اند که وقتی زنگ می زنیم دفاتر مراجع تقلید و سؤالی می پرسیم، نمی توانیم پاسخ را درک کنیم! به هر حال ما یک مخاطبی داریم و اساس کار ما هم باید اقتضائات آن مخاطب باشد. ما در خلاء که کار فرهنگی انجام نمی دهیم! با مخاطب روبرو هستیم. در روایت داریم : " نحن معاشر الانبیاء نکلم الناس علی قدر عقولهم". ( ما پیامبران چنین مأموریم که با مردم به اندازه عقل های شان سخن بگوییم.) (4)

امیرالمؤمنین (علیه السلام) وقتی به خانه ی یتیمی می رود که پدر خود را از دست داده است، شروع می کند با بچه ها بازی کردن، اگر ما مخاطبی داریم که لازم باشد به طور مثال با یک بازی کامپیوتری روی او تأثیر بگذاریم در آن جا دیگر سخنرانی اثر بخش نیست. البته این نکته را بگویم که تشخیص شرایط، ذاتی و شخصی و فردی است. نیم بیشتری از این تشخیص و استعداد در ذات فرد است، افرادی مثل امام موسی صدر و یا شهید مطهری این گونه بودند. یعنی ذات شخص باید این قابلیت را داشته باشد. و نیم دیگر آن اکتسابی است، این که ما تشخیص بدهیم در چه موقعیتی، چه طور و چگونه با مخاطب برخورد کنیم، بخش عمده آن شخصی است اما در بخش دیگر که اکتسابی است و قابل درک و فهم است باید سعی کنیم خودمان را جای مخاطب قرار دهیم. یعنی انصاف را که یکی از برترین فضیلت های ماست رعایت کنیم، بنگریم اگر ما جای مخاطب بودیم اوضاع را چگونه می دیدیم، از دید مخاطب نگاه کنیم، در کار فرهنگی باید خود را جای مخاطب قرار دهیم. باید متوجه باشیم که مخاطبان ما اقتضائات و نیازهای متفاوتی دارند و برای اثرگذاری و نتیجه بهتر در کار فرهنگی باید این اقتضائات وشرایط را در نظر بگیریم.

گاهی مواقع فضای ذهنی و شرایط محیطی مخاطب به کلی با ما متفاوت است

 این که در دانشگاه های ارتباطات دنیا و در رشته هایی مثل علوم اجتماعی و روانشناسی و امثال این ها دانشجویان دائم با پژوهش و تحقیق و مطالعه و بررسی میدانی سر وکار دارند، به علت اهمیت مخاطب است. لذا اگر دقت کنید می بینید که هرچه زمان می گذرد با توجه به شرایط زمانی و مکانی، رمان های چند جلدی و داستان های بلند به داستان های کوتاه تبدیل می شود. فیلم های 120 دقیقه ای و 90 دقیقه ای به فیلم های کوتاه و نسخه های نرم افزاری موبایل تبدیل می شود. حتی زبان و ادبیات هم با گذشت زمان در حال تغییر است. این مسائل و شرایط زمانی و مکانی بسیار مهم وقابل تأمل است. اگر ما می خواهیم کار فرهنگی تأثیر گذار انجام دهیم باید به این عناصرتوجه داشته باشیم. مصاحبه ای که مجله ی پنجره با تهیه کننده سریال 24(وهملند) انجام داده بود، مصاحبه مهمی است و نشان می دهد که عوامل فیلم چقدر دقیق و همه جانبه مسائل را بررسی کرده اند. در جلسات قبل هم  اشاره کردم، دستور العمل برنامه سازی BBC را که توسط سازمان صدا وسیما چاپ شده  مطالعه کنید. من معتقدم که هر شخصی که علاقمند به کار فرهنگی و ژورنالیستی است، باید به آن توجه ویژه ای داشته باشد. این دستور العمل را که مطالعه کنید می بینید که چقدر کار آن دقیق است، کاملاً با نبض مخاطب کار می کند، خیلی حساب شده عمل می کند. با همه این ملاحظات چند سال پیشBBC  یک سریال را در قسمت سوم پخش آن متوقف کرد، چون آمار نشان داده بود که این سریال بیننده ندارد. یک سری اقتضائاتی هست که باید در نظر گرفته شود. به طور مثال مسیحیانی که کار تبشیری و میسیونری انجام می دهند، استراتژی و راهبردهایی دارند که در کشورهای مختلف چگونه عمل کنند تا مخاطب جذب کنند. مسیحیان تبشیری اعتقادی به "الله" ندارند ولی برای کارهای تبلیغی در کشورهای اسلامی از شعار "الله محبه" استفاده می کنند. خیلی از شعارهایی که مسیحیت در کشورهای غربی دارد، در کشورهای اسلامی و جهان اسلام برای کارهای تبلیغی به کار نمی رود. چون به این نتیجه رسیده اند که چنین عملی نتیجه نمی دهد.

اساسی ترین اعتقاد مسیحیت امروزی بعد از حضرت مسیح، تثلیث و سه گانگی است.(5) اما در کشورهای اسلامی و شرق هیچ گاه روی تثلیث تأکید نمی کنند. لذا توجه به عناصر مکانی و زمانی و این که حتی چه تعبیری را در چه شرایط  زمانی و مکانی به کار ببریم مهم است. حضرت ابراهیم(علیه السلام) وقتی به خورشید پرستان رسید، یک روز کنار آن ها ماند و وقتی خورشید غروب کرد گفت: " انی لا احب العافلین"، یک شب تا صبح نزد ماه پرستان نشست و وقتی ماه رفت گفت: "انی لا احب العافلین". (6)

اقتضای شرایط را باید در نظر بگیریم. نکته ای که خانمی که تازه مسلمان و شیعه شده در تجربیات روحانیون شیعه به من تذکر داد این بود که گفت: منطق ذهنی شما با ما فرق دارد. یک مثال برای تان بزنم، دست دادن با نامحرم در فضایی که ما بزرگ شده ایم و آن را درک می کنیم، پذیرفته نیست، اما غیر مسلمانان در فضای ذهنی خودشان دست ندادن را بی احترامی می دانند. گاهی مواقع فضای ذهنی و شرایط محیطی مخاطب به کلی با ما متفاوت است، لذا بهترین نمونه این حوزه، عملکرد امام موسی صدر است، یک فقیه شیعه که از قم به لبنان رفته و با محیط و شرایط کاملاً متفاوت روبروست. سرمایه شیعه همین انسان ها هستند که متأسفانه روز به روز از تعداد آن ها کاسته می شود. حتی به دوستانی که علاقه مند هستند توصیه می کنم تجربه های عملی امام موسی صدر را در برخورد با شیعیان و دیگران مطالعه کنند. ادبیات و اقتضائات و شرایط مخاطب را در مکان ها و زمان های مختلف باید در نظر داشته باشیم. به ویژه در خارج از کشورکه شرایط مخاطب فرق می کند، و ما ناچاریم از جایی که مخاطب هست شروع کنیم و از چیزی که او درک می کند آغاز کنیم و به علایق او توجه کنیم. به طور مثال اگر با مخاطبی که با شور و اشتیاق در مورد مطلبی که مورد علاقه اوست صحبت می کند، روبرو شویم و چون آن موضوع مورد رضایت ما نیست عکس العمل شدیدی نشان دهیم، نتوانسته ایم مؤثر باشیم. این عناصر چیزهایی است که ما می خواهیم در عین حفظ مبادی و ثوابت مان  و در عین حفظ هدف و رسالت مان آن ها را انجام دهیم اما با توجه به شرایط و اقتضائات. صحبت ام را این جا تمام می کنم و در بخش دوم حین سؤالات دوستان نکاتی را اشاره می کنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قسمت دوم

 پرسش و پاسخ

 

 

·         تشکر می کنم از آقای دکتر زائری، در بخش دوم من تعدادی سوال محوری واساسی  مطرح می کنم و در حین سؤالات به فعالیت های فرهنگی خارج از کشور هم  می پردازیم. اولین مسأله ای که هست همین به روز شدن فعالیت های فرهنگی است که طبیعتاً حول یک سری شاخص ها و چهار چوب ها باید باشد، سؤالی که از حضورتان دارم این است که این چهار چوب ها چیست؟ ما دیده ایم که بعضی اوقات افراط و تفریط هایی می شود، چه چیزهایی را می توان به روز کرد و چه چیزهایی را نمی توان؟ به طور مثال آداب زیارت ما، آداب مشخصی است، آیا می شود این آداب را به روز کرد؟ تا کجا می توانیم به این حوزه وارد شویم؟ شاید آداب زیارت بعضی اماکن را نباید تغییر داد. ازطرفی امروزه در خیلی موارد برای کار هویتی و فرهنگ سازی، افراد را به گذشته خودشان و فرهنگ شان ارجاع می دهند و از فضای گذشته کمک می گیرند. این مرز کجاست جناب آقای زائری؟

ü                  نکته ای که فرمودید درست است و در اکثر نقاط دنیا همین گونه است، به طور مثال نماز جماعت ما تا روز قیامت نماز جماعت است، اما نکته ای که در حین صحبت هایم به آن تأکید کردم این است که ما در عین حفظ ثوابت و مبادی و چهار چوب های مان، شرایط و اقتضائات جدید را هم در نظر بگیریم. آن چیزی که ما می خواهیم تغییر دهیم امکان دسترسی مخاطب با توجه به شرایط و اقتضائات جدید است. به طور مثال زیارت امام رضا(علیه السلام) سر جای خودش اهمیت دارد اما آیا حالا که این امکان را داریم به صورت آنلاین و از طریق خط تلفن به حرم متصل شویم!؟ نمی توانیم این کار را انجام دهیم! ما قرار نیست اصول را تغییر دهیم. یک مثال برای تان بزنم، نزدیک لندن منطقه ای به نام کلیف هست که یک قلعه تاریخی در آن وجود دارد و آن را به یک موزه تبدیل کرده اند. دانش آموزان از مدارس مختلف برای بازدید به آن جا می روند و با ورود به قلعه 200 سال به گذشته بر می گردند و تاریخ بریتانیا را با چنین بازدیدی مرور می کنند. این که ضوابط و مبادی خود را حفظ کنیم اصل اول ماست، اما این که مصادیق اش کجاست تا حد زیادی به درک و فهم وتشخیص افراد بستگی دارد. به همین دلیل باید با راهنمایی یک مرجع وشخص آگاه ومطمئن جلو برویم . نمی توانیم یک کتابچه وجزوه تهیه کنیم که با استناد به آن عمل کنیم ،اینطور نیست . ما به شخصی آگاه نیاز داریم که هم شرایط روز را در نظر بگیرد و درک کند و هم مسائل را به خوبی تشخیص دهد و در شرایط مختلف به او رجوع کنیم . خدا استاد پرورش را رحمت کند .ما در این مسیر به چنین اشخاصی نیازمندیم که بتوانیم در برخورد با مسائل به آنها تکیه کنیم. ولی در مورد این مصادیق خیلی کلی نمی توان صحبت کرد.

·         البته جناب آقای زایری ما جواب را گرفتیم و نظر شما این است که در این مسیر حتماً یک مجتهد و عالم به مسئله باید باشد و طبق توصیه های او حرکت کنیم. من چند نمونه از این مصادیق را به دلیل اهمیتش ذکر می کنم به طور مثال حدود پنج سال پیش به آستان قدس رفته بودیم مسئله ای که مطرح بود استفاده از تکنولوژی روز در حرم رضوی بود یک شرکتی طرحی ارائه داده بود که یک گنبد سبز سه بعدی در بالای همین گنبدی که هست در فضا ایجاد کنند و از طریق آن یک سری مفاهیم دینی را بتوان انتقال داد .اگر از دید روز به این موضوع نگاه کنیم به نظر می رسد ایده جالبی است و جذابیت  هم دارد اما در نهایت معیاری باید برای تشخیص ما باشد یا به طور مثال اتفاقی که در اصفهان افتاد مصلی اصفهان که ساخته شد بخشی از آن فروشگاهی بود که راه اندازی شد و البته بعد ازمدتی  تعطیل شد بخش دیگر آن سالن پاتیناژ بود .سوالی که مطرح است این است که آیا به نظر شما مسجد یا مصلی باید چنین سالنی داشته باشد یا خیر؟قرار بود در مناره های مصلی رستوران گردان باشد که البته جز یکی از طراحی های ویژه است ولی برای ما که در فعالیت های فرهنگی با چنین مسائلی روبرو هستیم و باید این مصادیق را کاربردی کنیم با این مسائل در کار فرهنگی چطور باید برخورد کرد ؟

ü                  نکته ای که در این موضوع مهم است این است که با این قضیه انفعالی برخورد نکنیم.ما با دستاوردهای جدید تکنولوژیک  و با تغییرات و تحولات اجتماعی و نو آمده ها از موضع انفعالی نباید برخورد کنیم .این نکته ظریفی است باید از موضع فعال برخورد کنیم .مثالی عرض میکنم در شرایط امروزی که مخاطب از انواع تکنولوزی بهره مند است بیشترین نیاز را به یک رفاقت صمیمی و فردی رو در رو دارد اگر ما بتوانیم این را برای مخاطب تامین کنیم هیچ چیز جای آنرا نمی تواند بگیرد.به طور مثال محبت مادر در هیچ شبکه اجتماعی و مجازی جایگزینی ندارد .از موضع انفعال نباید برخورد کنیم و از طرفی نباید فکر کنیم قرار با کار فرهنگیمان دنیا را عوض کنیم . ممکن است در یک مسجد با ده نفر کار فرهنگی انجام بدهیم ولی ارزشمند باشد. صرف تیراژ زیاد یک نشریه ارزش آن را مشخص نمی کند به تناسب اثر گذاری باید ارزش کار را ارزیابی کرد .

*یک محور دیگر از صحبت های شما این است که فرمودید برای فعالیت فرهنگی باید نبض جامعه را در دست داشته باشیم یک پیش رو این است که افراد در معرض فعالیتهای ضد فرهنگی و ضد دینی قرار دارند و طبیعتاً روی افراد تاثیر دارد و نمی توان تاثیر آن را کتمان کرد با این موضوع باید چه کرد ؟مرزش کجاست و تا چه حد باید پیش رفت؟به طور مثال شخصی که بخواهد کار فرهنگی انجام دهد و غرب را بشناسد باید سریالهای خاصی راببیند. مثالی که خودتان زدیددر مورد  سریال 24 و یا سریال مهلند و... این تشعشعات و تاثیر پذیری ها چه می شود؟و موضوع دیگری که مطرح است این است که بعضی از اساتید اخلاق سفارش کرده اند که خیلی در معرض این آثار قرار نگیریم و طبیعتاً وقتی کار فرهنگی و دینی می خواهیم انجام دهیم باید از لحاظی روی مسائل اخلاقی و تربیتی و رفتاری متمرکز بشویم و هرچه به سراغ این مسائل برویم فضای ذهنی ما به هم می ریزد .با این مسئله باید چه کرد؟

ü      اولا خیلی راحت و صمیمانه و صادقانه عرض کنم این آثار هست و بسیار هم جدی است .شما به طور مثال اگر رمانی بخوانید یک تابلوی نقاشی را نگاه کنید یا فیلمی را در سینما ببینید روی شما اثر دارد .ولی از طرف دیگر این استفاده نیاز است یعنی خلاقیت و نگاه متفاوت را وقتی پیدا می کنید که تجربه داشته باشید. به هر حال حضور در حرم امام رضا (ع) یک حال و هوایی دارد و اگر به سینما بروید حال دیگری .در خصوص این اثرات من سه نکته را عرض می کنم اول اینکه به جهت شخصی و فردی و فارغ از کار فرهنگی دو نکته هست که اگر انسان به آن التزام شخصی داشته باشد نجات بخش است .یکی التزام به نماز اول وقت و البته با توجه و دیگری گریه بر امام حسین (ع) است .نکته دوم  در استفاده کردن و یادگیری و بهره بردن در این موارد اکتفای به حدقل کنیم .سومین نکته توجه دائم به این موضوع داشته باشیم که ما در حال تحلیل و کالبد شکافی هستیم .این نکته را باید به خود گوشزد کنیم . اگر در مورد به طور مثال یک  پیام رسانه ای موضع انفعالی نداشته باشیم آسبیب پذیری ما خیلی کمتر است.

این یک تکنیک است شما وقتی کتابی می خوانید یا به یک موسیقی گوش می دهید یا فیلمی را می بینید به خودتان یاد آوری کنید که به واسطه خواندن یا دیدن یا شنیدن این اثر چه اتفاقی در شما رخ می دهد چه تاثیری بر شما دارد . جبهه دشمن تمام تمهیدات را برای تاثیر گذاری بر مخاطب در نظر دارد.مثالی بزنم یکی از ناشران آمریکایی می خواست رمانی را منتشر کند وقتی با کارشناسان مختلف مشورت کردند به این نتیجه رسیدند مشکلی وجود دارد و به دلیل اینکه فضای رمان خیلی سرد و دلسرد کننده است از نظر روانی تاثیر کمی روی مخاطب دارد با نظر کارشنا س قرار شد بعد از هر بخش این کتاب یک صفحه کاملا قرمز برای تاثیر گذاری بیشتر در مخاطب  قرار گیرد. این ها مسایل ظریفی است و اگر مخاطب اطلاع نداشته باشد که چه اتفاقی برای روح و قلب و فکر او می افتد خیلی راحت در معرض این آسیبها و اثرات قرار می گیرد.لذا دایما باید به خودتان این نکته را یاد آوری کنید باید حواستان باشد اینها همه فرآیندی است برای تسخیر مخاطب.

*آقای زایری اگر موافق باشید پیرامون فعالیت فرهنگی خارج از کشور بحث را ادامه بدهیم از میان سوالاتی که از طرف حضار رسیده  پرسیده اند آیا اینقدر که آنها روی ما اثر می گذارند ما هم می توانیم تاثیر گذار باشیم ؟چون به هر حال شما در لبنان در خط مقدم مسائل حضور داشتید آیا مصادیق و نمونه هایی مد نظرتان هست؟سوال کرده اند اولین قدم برای شناخت مخاطب و تاثیر گذاری در فعالیت های فرهنگی خارج از کشور چیست ؟سوال دیگری که بنده از حضورتان داشتم این است که آیا اتفاقاتی که در خارج از کشور می افتد و اخبار و اطلاعاتی که شما دارید از طرف کشور ما رصد علمی و دقیق می شود و در اختیار فعالان برای مقابله قرار می گیرد؟

ü      اینکه جایی به این حوزه به طور منسجم و حساب شده پرداخته شود چیزی در ذهنم نیست ولی جامعه المصطفی و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و یا مؤسسات دیگری که به طور پراکنده کار میکنند مثل کتابخانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) زیر نظر حاج آقا کمال فقیه ایمانی در همین اصفهان یا بقیه دوستانی که فعال هستند. ولی به شکل منسجم و جدی نه متأسفانه. در این قضیه آن ها خیلی از ما جلوتر هستند. سؤال دیگری که دوستان در مورد اثرگذاری ما روی مخاطبان پرسیده بودند باید عرض کنم بله اثر دارد. شما روز به روز مصادیق این تأثیرپذیری را می بینید. که یکی از دلایل آن به خاطر خلاء و تشنگی است که در کل جهان ایجاد شده است. امروزه جهان مادی بعد از قرن ها به بن بستی رسیده و برای سؤالات اش جواب می خواهد که فرهنگ و تفکر مادی جواب گوی سؤالات اش نیست و دلیل دیگر زلال بودن و شفافیت و حقانیت این پیام است. یکی از دوستانی که تازه مسلمان شده تعریف می کرد: "در لندن در دوران دبیرستان دوستی داشتیم که مسلمان بود. برای این که به تعبیر خودمان با دوستان دیگر  او را مسخره کنیم یک مهمانی ترتیب دادیم و او را به منزل دعوت کردیم. او در مهمانی حضور پیدا کرد و با توجه به رفتار ما هر سؤالی که از او می پرسیدیم با جدیت و قاطعیت جواب می داد. این دوست تازه مسلمان شده تعریف می کرد بعد از اتمام مهمانی مشغول مرتب کردن منزل بودم که متوجه شدم هم کلاسی مسلمان ام عمداً یا سهواً  قرآن اش را جا گذاشته است. تعریف می کرد همان شب شروع کردم به خواندن آیاتی از قرآن و چنان اثری در من گذاشت که منتهی به مسلمان شدن من شد!" الان در اروپا مخصوصاً بین خانم ها جمعیتی که مسلمان می شوند روز به روز در حال افزایش است. اثرپذیری در مخاطب هست ولی باید قبل از فعالیت مخاطب را از طریق مطالعه سفر کردن آشنایی با زبان و... شناخت.

*آیا فعالیت های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سایر کشور ها که از طرف نهادها و سازمان های مختلف انجام می شود با هم هماهنگ است؟

ü      بعد از تأسیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تا حدی این اتفاق افتاد. قبل از آن وزارت خارجه و آموزش و پرورش بخش فرهنگی داشت. وزارت ارشاد  بخش بین الملل داشت و همه به نوعی فعال بودند. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با ادغام این بخش ها تأسیس شد و به هر حال مقداری هماهنگی به وجود آمد. در بعضی حوزه ها هم آموزش و پرورش به شکل مستقل عمل می کند. از طرف نهادهای دیگر هم فعالیت های پراکنده انجام می شود ولی متأسفانه در خیلی موارد  آسیب ها و خطراتی از طرف جریانات شیعی و اسلامی در فعالیت های فرهنگی خارج از کشور به وجود می آید که هیچ ربطی به جمهوری اسلامی ندارد و یک ستاد هماهنگی برای تنظیم فعالیت ها و استفاده بهتر از ظرفیت ها در این موارد وجود ندارد.

 

*دوستانی در مورد شبکه های ماهواره ای شیعی و اثر گذاری این شبکه ها سؤال کرده اند، پرسیده اند این شبکه ها تا چه حد مثبت و اثر گذار است؟ آیا اصلاً به این سمت باید رفت؟ اطلاع دارم که بعضی از فعالان داخلی هم می خواستند شبکه  های ماهواره ای داشته باشند که گویا نظر رهبری این بوده است که این اتفاق نیافتد. بعضی از شبکه ها را هم دوستان نام برده اند مثل شبکه امام حسین(علیه السلام) و یا شبکه نصر تی وی  نظر شما در این خصوص چیست؟

ü      اگر در این مورد قرار باشد اتفاقی بیافتد باید به گونه ای برنامه ریزی کرد که از تمام ظرفیت ها استفاده شود. یکی از شیعیان خارج از کشور تعریف می کرد ما بسیاری از اشخاصی را که شیعه می کنیم از طریق فیس بوک است. این ها ظرفیت هایی است که به نظر من باید از آن استفاده کرد. شرایط امروز متأسفانه شرایط برابری نیست و خیلی موفق نبوده ایم. در مواردی مثل سریال یوسف پیامبر و مختارنامه موفقیت هایی داشته ایم. شاید در جلسات قبل هم عرض کرده باشم وزیر خارجه یکی از کشورهای اروپای شرقی گفته بود جمهوری اسلامی ایران دو قدرت دارد یکی قدرت هسته ای و دیگر قدرت سریال های تلویزیونی. ما باید از تمام امکانات و ظرفیت ها استفاده کنیم. طرف مقابل قدرت زیادی دارد و ما هنوز اول راهیم. ولی از طرفی متأسفانه همان طور که در حین بحث اشاره کردم بعضی از این شبکه های شیعی خواسته یا ناخواسته علیه جمهوری اسلامی است. شبکه های معدودی مثل صراط و المعارف در شبکه های شیعی درست کار می کند که چندان پر مخاطب نیست ولی بی اثر هم نیست.

*فکر می کنم سریال های تأثیرگذاری مثل امیرالمؤمنین(علیه السلام) و مختارنامه نشان داد که ما  در این مسیر خوب عمل کردیم که به نوعی طرف مقابل در ساخت فیلم های مشابه از ما الگو گرفت. نظر شما چیست؟

 

ü      بله درست است و علت این که جلوی پخش خیلی از شبکه های ما را می گیرند به دلیل همین توفیق و تأثیرگذاری است.

 

*سوالاتی دوستان داشته اند در مورد معرفی کتاب در حوزه هایی که فرمودید مثل امام موسی صدر. سؤال کرده اند برای شناخت شیوه های رفتاری و مدیریت  ایشان  اگر کتاب یا مقاله ای هست معرفی کنید .

 

ü      البته من فکر می کنم این کتاب هایی را هم که دوستان در این جلسات معرفی می کنند با همین هدف است و طبیعتاً این کتاب ها قطعه های مختلفی از یک پازل است که به مرور ذهنیتی فرهنگی برای انسان می سازد در جلسات قبل هم عرض کردم و باز هم تأکید می کنم انتظار نداشته باشید که در دوره آموزشی سنگر یا دوره های مشابه به شما یک کتاب چه و جزوه ارائه دهند و بعد از مطالعه آن و با استناد به آن شما یک کارشناس فرهنگی بشوید! همان طور که عرض کردم این اتفاق یک فرآیند است. اما کتاب هایی در مورد امام موسی صدر هست چندین سایت هم در مورد ایشان وجود دارد با آدرس www.imam-sadr.com کتاب هایی هم وجود دارد که موسسه امام موسی صدر منتشر کرده است و از طریق سایت می توانید پی گیری کنید.

 

* آیا کار فرهنگی در غرب بهتر جواب می دهد یا در داخل کشور؟

ü      در غرب از طرفی مخاطب برای پذیرش حق آماده تر است که این به نفع ماست. ولی از طرف دیگر مسئله ای وجود دارد و این است که ما از زبان و آداب و شرایط و اقتضایات او آگاهی نداریم. ما در مقابل تهدیدات مختلف هستیم از طرفی چون مخاطب آمادگی برای پذیرش حرف حق دارد راحت تر است و از جهات دیگر سخت تر. لذا در داخل کشور علی رغم همه نگرانی ها و و مشکلات این قدر هم فضا تاریک و تیره نیست که ما دچار یأس شویم.

 "مخاطب خودتان را خلق کنید ما نباید تابع ضائقه های خلق شده باشیم خودمان باید ضائقه ی دیگری خلق کنیم مخاطب فقط یک عده خودی نیست مخاطب همه بشریت هستند " این بخشی از بیانات مقام معظم رهبری بود.

 

*سؤال کرده اند تا چه حد باید به خاطر تبلیغ دین با شرایط همراه شد؟ چگونه تشخیص دهیم در هر مکان و زمانی چگونه عمل کنیم تا تاثیر گذار باشیم؟ چگونه تشخیص دهیم چه امکانات و تکنولوزی را به کار ببریم چه قسمت هایی از آن را تعدیل یا حذف کنیم و چه قسمت هایی را بومی کنیم لطفاً توضیح دهید؟

 

ü      همان طور که عرض کردم بخشی از این تشخیص با استفاده از تجربه های دیگران حاصل می شود ولی اصل قضیه همان طور که اشاره کردم مربوط به توانمندی های شخصی و فردی است. ولی نکته ای که خیلی در این قضیه کمک می کند لطف خداست. یعنی انسان در هر لحظه اگر به خدا توسل کند و از او کمک بخواهد آن فرقان و تشخیص به داد او می رسد. البته در روایات تا حدی پایه و مبنای این مسائل تعریف شده است. به طور مثال در روایات ما تأکید شده حرف و سخن را زیبا بزنید. روایاتی داریم در مورد بوی خوش، لبخند زدن و غیره و از طرفی ذوقی است که وقتی می خواهیم فعالیت فرهنگی انجام دهیم باید به کار ببریم تا مخاطب بپسندد و بپذیرد. این اصول در روایات ذکر شده و تشخیص و کاربرد آن در موارد مختلف به ذوق و خلاقیت ما بستگی دارد.

 

*محوری بعدی که سوال کرده اند در مورد وضعیت سینما و بازیگران و الگو سازی است که رسانه انجام می دهد. سؤال کرده اند این الگو سازی چقدر بر اساس زمان و مکان است؟ مثلاً شما از یک خواننده در ابتدای جلسه نام بردید آیا کارهایی مثل این در طراز جمهوری اسلامی هست و یا چون ما ایده ای دیگری نداریم به این ها رو آورده ایم؟ چون بعضی افراد وقتی به این حیطه وارد می شودند بعد از مدتی به کلی تغییر مسیر می دهند ؟ نظر شما چیست؟

ü      ما به اشخاص کاری نداریم. ما مبنا و قائده و ارزش هایی داریم در هر زمانی هر شخصی پای این ارزش ها بود از او حمایت می کنیم و از او بهره می بریم .حدیثی در ارتباط با این موضوع نقل کنم امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند: "ان  الحق و الباطل لایعرفان باقدار رجال  اعرف حق تعرف اهله  اعرف الباطل تعرف اهله "(8)

 معیار حق و باطل افراد نیستند اما نکته دیگری که هست در حوزه فرهنگ واقعاً نمی شود چهار چوب های خشک تعریف کرد به هر حال در حوزه فرهنگ ما محصول و تولید کننده فرهنگی نیاز داریم و هدف و ماموریت ما در درجه اول مهم است نه اشخاصی که این کا را انجام می دهند اگر آن محصول و کالای تولید شده فرهنگی در راستای اهداف ما بود از آن حمایت می کنیم .تعبیری که در قرآن کریم هست در این مورد " لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغيظُ الْکُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ"(9)  اگر قدمی که ما بر میداریم در مقابل جبهه دشمن حرکتی باشد که آن ها را به خشم بیاورد این ارزش را دارد یکی از دوستان در جریانات هسته ای اخیر جمهوری اسلامی ایران و مخالفت دشمن با این موضوع می گفت: اگر کارهای دیگر ما هم تا این حد مثل انرژی هسته ای مؤثر بود تا به حال باید متوقف می شد! البته این تعبیری بدبینانه است ولی تا حدی  واقعی است. اگر جلوی پخش شبکه العالم را می گیرند معلوم است که این شبکه اثرگذار بوده است اگر جلوی حرکت های دیگری را می گیرند معلوم است تاثیرگذار بوده است. لذا معیار ما در کار فرهنگی افراد نیستند محصول و تولید فرهنگی است.

 

پاورقی :

1-گلستان سعدی باب هشتم-(فاصد به معنای رگ زن و حجاکت کننده )

2-شرح ابن ابی الحدید-ج 20-حدیث -102

3-برگرفته از کتاب "بیست داستان و چهل حدیث گوهر بار از حضرت علی (ع)"

4-بحار الانوار-ج-17-ص41

5-تثلیث به معنای سه گانه پرستی و در اصطلاح به معنای قائل بودن به سه مبدا و جلوه وجود :1.خدای پدر که خدای جهان است2.خدای پسر که همان مسیح است3.خدای روح القدس که خدای فعال است و در دل همه بندگان حیات است می باشد.

6-سوره انعام-آیه 76

7-رضا امیر خانی "نفحات نفت"-نشر افق

8-بحار الانوار-ج22-ص105

9- سوره توبه -آیه 120

 

 

 

تاریخ سخنرانی

3/11/1392

ایـــــجاد دیـــدگاه

 بيست سال بعد مي‌توان دريافت كه محمد‌رضا زائري فراتر از آنچه اكنون از او مي‌بينيم بوده است و اين نشان از همت و پشتكار و تلاش طاقت‌فرساي او دارد.

سید مهدی
شجاعی
نویسنده
essay writing here site essay writing on my classroom i want to write an essay help with biology essays here site buy literary analysis essay write custom research paper write homework write homework writing methodology for dissertation write a research paper if you buy an essay is it plagiarism the essay writing my village writing a good research paper high quality write a report for me site essay writing on my favourite pet essay help flood victims what should i write for my college application essay writing a nursing research paper essays on service marketing help with phd proposal what should i write my profile essay about what to write my essay about buy help you write essay essay essay about service above self